به بيماران تبدار ، هنگامى كه تب 16 به درازا كشد ، مىدهند . مىگويند كه حرمل گياهى است كه نزديك آب مىرويد و تا قد آدمى بالا مىرود . آن داراى شيرهء فراوان است كه پنبه و تكهاى از پشم را به مدت ده روز در آن به عمل مىآورند تا [ پنبه ] بدبو شود . آنگاه اين [ پنبه ] را روى گرى 17 كه قبلا [ آن را ] در برابر آفتاب خاراندهاند ، مىمالند ؛ اين كار موجب درد مىشود اما سپس [ گرى ] از ميان مىرود .
حرمل گياهى شبيه درخت انار كوچك به رنگ سبز است ؛ برگهايش به برگهاى انار مىماند اما باريكتر است ، ميوههايش ريزتر از ميوههاى عشر 18 است . هنگامى كه خشك مىشوند ، ترك برمىدارند و پنبهاى نرم از آنها خارج مىشود كه با آن بالشهاى اعيان و اشراف را پر مىكنند .
( 1 ) .
Peganum harmala L .
؛ سراپيون ، 243 ؛ ابو منصور ، 138 ؛ ابن سينا ، 249 ؛ ميمون ، 160 .
( 2 ) . نسخهء الف : زرعبشاشا ، نسخهء پ : زرعابشاشا ، قس .
III , Low
، 509 .
( 3 ) . هملو ( ؟ ) .
( 4 ) . سپند قس .
I , Vullers
، 212 .
( 5 ) . نسخهء الف : واژههاى نامفهوم « سرك تهلك » ، نسخهء فارسى : اسبو تهلك .
( 6 ) . مولو ، نسخهء فارسى : موليوس - يونانى ، قس . ديوسكوريد ،
III
، 44 ؛ ابن سينا ، 506 ، يادداشت 2 .
( 7 ) . الثيل ، نك . شمارهء 236 ؛ ديوسكوريد ،
III
، 44 : النيل ، نك . شمارهء 1065 .
( 8 ) . اصغر ، احتمالا اصفر ( زرد ) مانند نسخهء فارسى : به زردى مايل باشد .
( 9 ) . قردمانا ، نك . شمارهء 823 .
( 10 ) . ابو حنيفه ، 223 .
( 11 ) . نسخهء الف : طيب ، نسخهء فارسى : خوش باشد به طعم .
( 12 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ و ابو حنيفه ، 223 : السمسم و الشوع - « كنجد و بان » . اما در
Lane
، 1256 گفته مىشود كه با گلهاى ياسمن ( زنبق ) روغن كنجد را خوشمزه مىكنند .
( 13 ) . الزنبق ، نسخهء فارسى : و بوى او چون بوى روغن ياسمين نبود .
( 14 ) . اسفند - صورت عربى « اسپند » و « سپند » فارسى . نك . يادداشت 4 و شمارهء 49 .
( 15 ) . طبيخ الحرمل ، ابو حنيفه ، 223 : « ريشه حرمل را مىجوشانند و . . . » .
( 16 ) . الحمى ، نك . ابن سينا ،
IV
، 9 و دنباله آن .
( 17 ) . الجرب ، نك . ابن سينا ،
IV
، 560 .
( 18 ) . عشر ، نك . شمارهء 706 .