( 15 ) . الزنجبيل ، شايد از تحريف واژهء « الترنجبين » به « الترنجبيل » پيدا شده باشد .
211 . تريامان 1
اين بىشك اغافت است . رازى آن را همچون گياهى با گلى بر سر شبيه بنفشه از نظر رنگ و شكل اما درشتتر از آن با مزه تلخ ، توصيف مىكند .
( 1 ) . چنين است نشانهگذارى در
I , Vullers
، 443 ؛ محيط اعظم ،
II
، 24 : تريامان . اين ظاهرا تحريف يونانى است كه با تعريف به عنوان اغافت يعنى .
Agrimonia eupatoria L .
يا
Eupatorium cannabinum L .
تأييد مىشود ؛ نك . شمارهء 73 . قس .
Low , Pf .
، 33 .
212 . تراب الذهب و الفضة 1
- برادههاى طلا و نقره به رومى كرسقلا 2 ،
به سريانى دقيقا دذهبا و دسيما 3 ناميده مىشود .
( 1 ) . اين عنوان در نسخهء فارسى حذف شده است . دربارهء نقره نك . شمارهء 777 ، در الجماهر ( 218 ) دربارهء طلا به تفصيل گفته شده است .
( 2 ) . كرسقلا ( ؟ ) از يونانى - طلا .
( 3 ) . دقيقا دذهبا و دسيما .
213 . ترم
1 اين جنبيل 2 است ، يكى از سبزىهاى مورد استفاده [ در غذا ] ، تندتر از سيسنبر 3 .
( 1 ) . اين واژه به معناى يك سبزى در فرهنگهاى دسترس ما وجود ندارد . اما از آنجا كه بيرونى آن را همچون جنبيل ( نك . يادداشت 2 ) معرفى مىكند ، شايد توم - از يا يونانى (
thymus
، ميمون ، 157 ) - بايد خوانده شود . بر بهلول ، 20 2045 : توما - - حاشا ( آويشن ) ،
Low , Pf .
، 181 :
تومع .
( 2 ) . الجنبيل ، نك . شمارهء 267 .
( 3 ) . السيسنبر ، نك . شمارهء 124 ، يادداشت 7 .
214 . ترمشير 1
حمزه مىگويد : اين گياهى است كه از شيرابهاش شربت معطرى به نام مشك ترمشير [ تهيه مىكنند ] .
( 1 ) . چنين است نشانهگذارى در فرهنگهاى فارسى اما شرح و تفسيرشان مبهم است : « اين نام دارويى