گويى مرواريد ناب است پاشيده بر فيروزه » 12
ابو حنيفه مىگويد كه ترنجبين از جنس مغافير 13 است . روى خار [ گياه ] قرار مىگيرد و به همين جهت در آن بسى خار است كه حتى از آن پرهيز مىكنند .
محمد سوقابادى مىگويد : « منّ » 14 همانند برف ، و مىگويند همانند نان ريزه ، بر اسرائيليان باريد . ادعا مىكنند كه اين ترنجبين است ، نيز مىگويند كه اين زنجبيل 15 است .
اما اين گفته نادرست است .
( 1 ) . شكل عربى ترنگبين فارسى (
I , Vullers
، 440 ) ؛ اين ، ماده قندى شيرين است كه در فصل گرما از خارشتر .
Alhagi camelorum Fisch
يا
Alhagi maurorum Tourn .
مىتراود ؛ سراپيون ، 360 و 497 ؛ ابو منصور ، 91 ؛ ابن سينا ، 724 ؛ ميمون ، 386 .
( 2 ) . الشهد ، به عربى به معناى عسلشان است ؛ نك . شمارهء 624 .
( 3 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : بالرومية ( به رومى ) و سپس نام هندى اين ماده مىآيد . ظاهرا در اينجا تصحيف آشكار صورت گرفته يا افتادگى وجود دارد .
( 4 ) . جواساسكر ، از جواسا - خارشتر (
Platts
، 394 ) و سكّر - قند (
Platts
، 664 ) . اين ماده به سانسكريت يسسركره ناميده مىشود ؛
Dutt
، 146 .
( 5 ) . ارود ،
II , Vullers
، 1536 : ارور - بهطور كلى گياه ، اما خارشتر - راويد يا راويز ؛ قس .
Vullers
،
II
، 13 .
( 6 ) . اشترانگبين در فرهنگها ثبت نشده است .
( 7 ) . اشترخار يا خارشتر فارسى .
( 8 ) . الكشوث ، نك . شماره ، 905 .
( 9 ) . القند - شكل عربى « كند » فارسى كه ممكن است به معناى آبنبات و شكر باشد ؛ نك . شمارهء 411 يادداشت 4 .
( 10 ) . الفانيد ، نك . شمارهء 763 .
( 11 ) . طبرزد - شكل عربى تبرزد فارسى - « ريزريز شده با تبر » ؛ اين ، آبنبات (
Lane
، 1822 ) يا قند سفت سفيد ( ميمون ، 289 ) است .
( 12 ) . الفيروزج - فيروزه - كانى آبى يا سبز متمايل به آبى . نك . الجماهر ، 158 .
( 13 ) . المغافير جمع المغفور يا المغفر ، « منّ » قندى را كه روى برخى از گياهان مىنشيند ، چنين ناميدهاند ، نك . شمارهء 1005 .
( 14 ) . المن ، اشاره است به قرآن كريم :
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
- « . . . و برايتان منّ و بلدرچين فرو فرستاديم » . قرآن كريم ، سورهء دوم ، آيهء 54 . نيز نك . شمارهء 1019 .