برگهاى سداب . شاخههاى بسيار پر از تخم دارد ؛ آنها شبيه خوشهء [ انگور ] ند .
[ امبروسيا ] بوى خشخاش 4 مىدهد اما گل ندارد . از شاخههايش تاج گل مىسازند .
( 1 ) . يونانى ( ديوسكوريد ،
III
، 109 ) -
Ambrosia maritima L .
؛ غافقى ، 40 ؛ عيسى ، 15 12 ؛
I , Low
، 380 .
( 2 ) . عنقود ، ديوسكوريد ،
III
، 109 : بطرس ( ؛ خوشه انگور ، خوشه ) .
( 3 ) . نسخههاى الف و فارسى : ارطيسبا كه بايد خواند ارطميسيا ( نسخهء پ ) ، ديوسكوريد : ارطاماسيا .
برنجاست نيز همين نام را دارد ، نك . شمارهء 33 .
( 4 ) . الخشخاش نك . شمارهء 396 . ديوسكوريد ،
III
، 109 : السذاب .
94 . امعاء الارض 1
- كرمهاى خاكى
در نسخهء تأليف حنين [ گفته شده است ] كه اين خراطين است . در كتاب كلئوپاترا ، ملكهء مصر ، خراطين ، شحمة الارض 2 ناميده شده است .
رودهها را بنات البطون 3 مىنامند زيرا [ رودهها ] در شكم گويى همانند كرمها در خاك است .
هنگامى كه گرسنه را به خوردن مىخوانند ، مىگويند : « دختران شكم خود را آرام كن » . گاهى از آن ، « صفر » يعنى « مارهاى شكم » 4 را در نظر دارند . هنگامى كه [ انسان ] احساس گرسنگى مىكند ، آنها موجب آزارش مىشوند و به قرقر مىافتند .
[ شاعر ] 5 گفته است :
حريصانه مىنگرد به آنچه در ديگ است * گرچه صفر گاز نگيرد نوك دندههايش را 6
( 1 ) .
Lumbricus terrestris L .
؛ سراپيون ، 112 ؛ ابن سينا ، 782 ؛ ميمون ، 402 . نام عربى به معناى « رودههاى زمين » است - ترجمهء مستقيم يا ، ديوسكوريد ،
II
، 66 .
( 2 ) . شحمة الارض - « چربى خاك » .
( 3 ) . بنات البطون - « دختران شكم » .
( 4 ) . الصفر اعنى حيّات البطن . قس .
Lane
، 1697 .
( 5 ) . فرهنگها اين شعر را به اعشى نسبت مىدهند ، لسان العرب ،
IV
، 460 .
( 6 ) . يعنى « گرچه گرسنه هم نيست » .
95 . امّ غيلان 1
- اكاسيا صمغ عربى
مىگويند كه اين الشوكة المصريه 2 است . پولس مىگويد كه برخىها آن را خار