قس . غافقى ، 38 ، ص 125
( 2 ) . يذهب بالكلب ، يونانى ، از - « ضد » و - « هارى سگ » تشكيل شده است .
90 . الالسفاقن 1
مىپندارند كه اين رعى الايل 2 و همان قلّام 3 است .
( 1 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ ، فارسى : السفاقن ، يعنى « ال » را احتمالا بهجاى حرف تعريف عربى گرفته و حذف كردهاند ( « ال » دوم نيز در متن نسخهء فارسى حذف شده و به صورت « سفاقن » در آمده است ) . ابن بيطار ظاهرا براى پيشگيرى از اشتباه نسخهبرداران لازم دانسته است تا مخصوصا قيد كند كه « الف » و « لام » در اين واژه ، ريشه شمرده مىشود ( جامع ، ابن بيطار ،
I
، 53 ؛ در آنجا اشتباها بهجاى الالسفاقس ، الاسفافس نوشته شده است ) و سپس مىگويد كه اين واژه به يونانى به معناى « زبان گوزن » است ( لسان الايل ؛ در كتاب اشتباها « لسان الابل » ( زبان شتر ) نوشته شده است ؛ قس . « تفسير ، ابن بيطار » 22 الف ، در اينجا نام لاتين اين گياه نيز آورده شده است : شالبية -
II , Low , Salvia
، 102 ) ؛ الالسفاقن - يونانى ( ديوسكوريد ،
III
، 31 ) -
Salvia officinalis L .
( غافقى ، 29 ؛ عيسى ، 1 162 ) يا
Salvia triloba
تئوفراست ، ص 568 ؛ همانجا گفته مىشود كه نام اين گياه از - جنباندن ، لرزاندن - آمده است .
ابن سينا 52 : الشفائى و السفانى ؛ در آنجا اين گياه بدون تعريف گذاشته شده است .
( 2 ) . رعى الايل - « خوراك گوزن » ؛ ظاهرا ترجمهء مستقيم يونانى ( نام ديگر اين گياه ) است كه در ديوسكوريد ،
III
، 65 نيز آمده است . نك شمارهء 467 .
( 3 ) . القلام ، معمولا -
Cakile maritima Scop
؛ نك . شمارهء 856 . اينكه بگوييم قلام واقعا مترادف رعى الايل است يا ناشى از اشتباه نسخهبردار ، دشوار است .
91 . املج 1
به سريانى املگ 2 است . درختش بزرگ و ريزبرگ است .
مزهء اين ميوه پيش از رسيدن ترش با اندك گسى است . آن را در آفتاب گذاشتيم تا [ رنگ ] سبزش به سرخى 3 تبديل شد ، درست همان گونه كه انگور نارس و سيب ترش نارس در برابر آفتاب سرخ مىشوند . مزهاش با مزهء چنين سيبى كه در آفتاب گذاشته شده تقريبا تفاوت ندارد .
رازى مىگويد : بهترين [ املج ] آن است كه رنگ سرخ و بوى تند دارد . آن را از جزيرهء كرت 4 مىآورند .
لكن اين صفات [ با املج ] مطابقت نمىكند . [ املج ] موجود در اين سرزمين را از هند