تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
آنها شبيه برگ‌هاى بيدند و چشم‌اندازى زيبا دارند . اگر آنها را بجنبانيم ، بوى بسيار بدى به مشام مىرسد . گاهى گوسفندان كه در ميان آنها مىگردند ، بوى بدى پيدا مىكنند و به همين جهت ، شيردوشان آنها را از خانه مىرانند 2 . ( 1 ) .
Anagyris foetida L .
؛ بيطار ، 153 ؛ عيسى ، 16 14 ؛ بدويان ، 323 . نام عربى به معناى « مادر سگ » باشد . ( 2 ) . ابو حنيفه ، 58 .

97 . امّ وجع الكبد 1

ابو حنيفه مىگويد : از سبزىهاى ريز است ؛ ازآن‌رو چنين ناميده شده 2 كه درد كبد را درمان مىكند و صفرابر است . ( 1 ) .
Herniaria Tourn
؛ ابو حنيفه ، 59 ؛ غافقى ، 94 ؛ عيسى ، 15 93 . ( 2 ) . نام عربى به معناى « مادر درد كبد » است .

98 . امطى 1

- ؟ از گياهانى است كه در شن مىرويد ؛ آن را گاوها مىخورند . 2 آن را لبان العذارى 3 و علك الاعراب 4 نيز مىنامند ، زيرا [ عرب‌ها ] آن را مىجوند . ( 1 ) . چنين است در نسخهء فارسى و لسان العرب ،
XV
، 287 ؛ نسخهء الف : أميطى . ( 2 ) . ابو حنيفه ، 26 : « امطى از گياهان شنزار است و به صورت شاخه مىرويد . از آن شيرابه‌اى شبيه صمغ [ علك - سقز ] مىتراود كه مىجوند » . ( 3 ) . لبان العذارى - « لادن دختران » . در اين مورد « امطى » به معناى صمغ جويدنى [ سقز ] را در نظر دارد .
II , Dozy
، 515 ؛ لبان العذراء -
magnesie
( اكسيد منيزيم ) است . در فرهنگ‌هاى عربى خاطرنشان مىشود كه گياهى كه از آن « امطى » به دست مىآيد ، لباية ناميده مىشود . قس . لسان العرب ،
XV
، 238 ؛ تاج العروس ،
X
، 321 . ( 4 ) . علك الاعراب - « سقز باديه‌نشين‌ها » .

99 . انيسون 1

اين نام رومى است . ديسقوريدس و اورباسيوس آن را انسون 2 مىنامند . آن به سريانى زرعشامرا 3 ناميده مىشود . [ انيسون ] شبيه تخم هويج وحشى است و تفاوتش تنها در طعم است و به همين
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 270 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده