شديد و معدود از كبائر و در عداد آنها بحسب مرتكزات اماميّه و مستفاد از نصوص و فتاوى معظم است ، و مردوديّت شهادت اهل آنها قبل از توبه امرى واضح . و اعتبار آلت معدّه و معاوضه و عدم آن ، در محل آنها از مكاسب محرّمه مذكور است . و اشكال در كبيره بودن ، مناسب وضع ارتكاز در اذهان متشرّعه اماميه نيست .
شرب مسكر
4 - شرب مسكرات ، از معاصى كبيره است نزد اماميه ، و صاحب آن فاسق و مردود الشهادة است ؛ هر قسمى از مسكرات باشد و هر قدرى از آن را بياشامد اگر چه قطره اى باشد با حفظ صدق ، در محدوديّت و فسق و ردّ شهادت قبل از توبه اشتراك دارند ؛ و همچنين فقاع ؛ و همچنين در اصل حرمت عصير عنبى بعد از غليان و قبل از ذهاب ثلثين يا انقلاب به سركه كه مزيل حرمت و نجاست آن است ، بنا بر اظهر در ثبوت حرمت و نجاست قبل از اين دو محلِّل ؛ و تفصيل اقسام محرِّم و محلِّل در كتاب طهارت مذكور است .
و گذشت در محلش : وجه محكوميت عصير زبيب و تمر ، به حكم عصير عنبى ، در حرمت و حلَّيت و نجاست و طهارت .
و مانعى نيست در اتخاذ خمر براى تخليل ، بخلاف اتخاذ براى انتفاعات محرّمه .
غنا
5 - غناء ( كه عبارت است از مدّ صوت مشتمل بر ترجيع مطرب ) حرام است و فاعل آن فاسق و مردود الشهادة است ، و همچنين مستمع آن . آيا اين حكم سارى است در تلاوت قرآن و ذكر اشعار مشتمله بر مدح اهل بيت سلام الله عليهم يا مصائب ايشان ؟ مبتنى است بر حصول طرب و خفّت ( كه مرتبه اى از سكر است در اين مقام ) و عدم آن ، چون مطرب شأنى محرّم است ، و مراتب سكر كه صدّ از ذكر الله ملاك حرمت آن است اختصاص به معانى ندارد بلكه متولد از خصوصيت صوت است اگر چه مفهوم نباشد معناى آن ، لكن اگر حاصل از اذكار مذكورهء الهيّه ضدّ آن اثر نباشد ، يعنى زوال عقل در اوّلى و غلبهء نفسانيت حاصل است ، بخلاف عكس آن در دومى ،