تخيير بعد از تعريف واجب
و همچنين فرمودهاند كه : مخيّر است بعد از تعريف واجب ، بين تصدق و امانت داشتن آن براى صاحبش . و ظاهراً جواز دويمى بىاشكال است ( بدون ضمان بر غير تفريط در حفظ ) در صورتى كه معرضيت براى تلف و اتلاف نباشد ؛ پس اگر عارض شد احتمال تلف ، يا مشقت شديدهء منفيه در ابقاء بود ، متعيّن مىشود تصدق به آن .
تصدق بعد از تعريف واجب
و اما تعيّن تصدق بعد از تعريف واجب پس ظاهر است در صورت عدم ابقاء به قصد امانتدارى بنا بر عدم جواز تملك در لقطهء حرم بعد از تعريف ، اگر چه مقتضاى عدهء از روايات ، جواز تملَّك بعد از تعريف است در لقطهء حرم مانند مكاتبهء ابن رجاء ( لقطه 28 / 3 و 7 ) و خبر فضيل بن غزوان ( لقطه 17 / 1 ) و مرسل فقيه ( لقطه 2 / 1 ) .
پيدا شدن مالك بعد از تعريف و تصدّق
و اگر تصدق كرد بعد از تعريف تا يك سال يا تا يأس ، پس مالك ظاهر شد و كراهت داشت از تصدق ، آيا ضامن است متصدّق براى مالك يا نه ؟ اقرب عدم ضمان است چنانچه جماعتى كه از آن جمله شيخين و جمعى از اتباع ايشان مىباشند [ بر آنند ] ؛ اگر چه احسان فى الاحسان در تخيير مالك است بين ثواب صدقه و بدل آن مال .
مال پيدا شدهء در غير حرم
و اگر در غير حرم پيدا كرده بوده و به قدر درهم بوده ، پس اگر باقى ماند تا يك سال بدون فساد و تلف ، يك سال تعريف در مجامع مفيده مىنمايد ، و نوشتن و اعلام كتبى كردن در مجامع ، به منزلهء تعريف به غير كتابت است با رعايت لغات مجتمعين و كتابت اعلام به ديگران ؛ و پس از يك سال تصدق مىنمايد ، و اظهر عدم ضمان است با تصدق چنانچه گذشت در لقطه حرم ؛ و مىتواند متملك با ضمان بشود يعنى متملك به عوض مثل يا قيمت معينه بعد از حول يا زمان يأس بشود ؛ و اگر از آن هم نتيجه عائد مالك نشود صدقه مىدهد عوض را يا تسليم به حاكم مىنمايد ، و اين اخير در اصل