آن كه از عصبهء جانى اخذ مىشد ؛ اگر آن هم نبود يا استيفاء ، ممكن نشد ، از مولاى مولاى عتق مأخوذ مىشود تا استيفاء تمام ديه بشود ؛ و پس از آن نوبت به عصبهء مولاى مولاى عتق مىرسد تا تكميل شود با رعايت اقرب فالاقرب ، چنانچه در عصبهء جانى گذشت رعايت آن .
اختلاف مراتب عاقله در درجه
و از اينجا معلوم شد كه همهء مراتب عاقله در يك درجه نيستند ، بلكه نوبت به مرتبهء متأخره نمىرسد مگر با عدم مرتبه سابقه يا عدم كمال آن چه از آنها استيفاء مىشود نسبت به تمام ديه كه در زيادتى رجوع به لاحقه مىشود .
امكان و عدم امكان استيفاء تمام ديه از عاقله
و اگر عاقله موجود باشد و ممكن باشد استيفاء تمام ديه از او و عاجز نباشد ، همه از او مأخوذ مىشود ، و گر نه تمام يا متمّم از مرتبه متأخره مأخوذ مىشود اگر چه امام يا از بيت المال بوده باشد ؛ بلى اگر مختار ، تقدير باشد مثل نصف دينار بر غنىّ ، زائد بر مرتبه متأخره است اگر چه امام باشد .
اگر عاقله ازيد از ديه باشد تخصيص به بعض داده نمىشود ، بلكه نقص بر همه وارد مىشود ، و اين به ملاحظهء مختار كه عدم تقدير است سهل است .
و همچنين اگر بعضى غائب يا دور باشند تخصيص به حاضرين و اقربين داده نشود با امكان استيفاء از غائب و بعيد .
ابتداى شروع اجل
ابتداى تأجيل مدت در قتل خطائى زمان موت است ؛ و در جنايت بر اطراف ، با عدم سرايت ، زمان وقوع جنايت است ، و با سرايت ، زمان انتهاى سرايت است نه زمان اندمال و برء ؛ و علم و عدم ، دخالت در تشخيص ابتداى زمان دارد ، نه در اصل توقيت .
رعايت تعيّن زمانى و واقعى در قرار دادن اجل
آيا ضرب اجل ، موقوف بر حكم حاكم يا تأجيل عدول مؤمنين با عدم حاكم است ، يا آن كه واقعِ زمان ابتدا و انتها و زمان مطالبه را تعيين مىنمايد ؟ اظهر تعيّن زمان است