جز عاقله نباشد ، گذشت تأمل در ارث پدر و ارث عاقله و ثبوت ديه بر آنها در جهات تفاوت نه در مشترك فيه .
و كلام در ارث از ديه و غير آن ، مشترك است بين فرض مسأله و بين قتل ولد ، پدر را از روى خطأ .
عدم ضمان عاقله بر جنايت عبد
4 - عاقله ، ضامن جنايت عبد نمىشود ، بلكه جنايت او متعلق به رقبهء او است ؛ و همچنين جنايت بهيمه را ضامن نيست ، بلكه با تفريط ، مالك ضامن است و بدون تفريط ، ضمانى نيست ؛ و اتلاف مال را متلف ضامن است نه عاقله او ؛ بلكه مخصوص است ضمان عاقله به جنايت آدمى بر آدمى ، اگر چه حرّى عبدى را كشته باشد از روى خطأ ، عاقلهء حرّ ضامن است .
رمى در حال كفر رامى ، و اصابت در حال اسلام رامى
5 - اگر ذمّى به قصد طائرى رمى كرد ، پس از آن مسلمان شد ، پس كشت مردى را در حال اسلام رامى ، عاقله او از اهل ذمه ضامن نيستند چون كه عقل بين آنها نيست ؛ و همچنين عاقله او از اهل اسلام چون در حال رمى مسلمان نبوده ؛ و عاقله ، ضامن قاتل خطائى كه مسلمان در دو حال باشد مىشود كه متيقن از ضمان عاقله همين مورد است ؛ بلكه رامى از مال خودش ضامن ديه است . و همچنين اگر در حال اسلام رمى كرد و در حال ارتداد قتل خطائى كرد مسلمانى را ، هيچ كدام از عاقله مسلمين و كفّار ضامن نمىشوند و خود او ضامن ديه است .
بلغ المقام بحمده تعالى مصلَّياً على نبيّه محمد و آله الطاهرين ضحوة السبت الثالث من جمادى الآخرة من 1400 و نسأله القبول و النفع و التوفيق للتّكميل و اتمام النفع مع القبول و نصره تعالى في جميع المواطن ، بيد العبد محمّد تقى بن محمود البهجة عفى عنهما .