تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
دينار يا ربع دينار توزيع مىشود ؛ و اگر مختلف باشند در غِنى و فقر ، بر غنىّ حصهء او از نصف مربوط به مجموع و بر فقير حصهء او از ربع مربوط به مجموع است ، يعنى اگر يك نفر غنىّ و يك نفر فقير بود از غنىّ ربع و از فقير ثُمن مأخوذ مىشود . و عصبهء معتق ، عقل از عتيق مىنمايند در رتبهء متأخره و موالى او هستند و هر كدام از آنها به منزله معتق هستند ( مثل ولاءهاى ديگر كه متأخر از ولاء عتق مىباشند ) نه آن كه نصيب معتِق بر آنها توزيع مىشود و آنها وارث ولاء از معتق باشند بر حسب آن چه در ارث مذكور شده است ، بنا بر اين اگر معتق فقير و عصبه غنىّ است ، عبرت به حال خود عصبه است يا بر عكس ، نه به حال معتق . اگر يكى از مشتركين در عتق يك بنده وفات نمايد ، عصبه او همان نصيب يك نفر را كه جزئى از نصف يا ربع است عقل مىنمايد بنا بر احتمالى نه نصيب مجموع شركاء را ، لكن در وصول نوبت به عصبهء متوفى تأمل است . معتِق اب جانى عقل مىنمايد نه معتق امّ او ، مگر آن كه پدر ، مملوك باشد پس عقل معتق امّ محتمل است ؛ پس اگر پدر آزاد شد معتِق او عقل ديه مىنمايد جنايت بعدى را ؛ و سرايت جنايت سابقه را معتِق اب ضامن نيست چون سبب ، سابق بر ولاء بوده ، و همچنين معتق امّ كه سرايت بعد از جرّ ولاء بوده ، و فقط ضامن ارش حدوث جنايت است ؛ و ضامن سرايت ، كسى است كه در حال حدوث سبب و حال سرايت ، به ولايت عقل نمايد لكن اين تقييد مورد تأمل است ؛ و بر تقدير تقييد ، ضامن زيادتى حاصله به سرايت ، خود جانى است يا آن كه از بيت المال اداء مىشود ؟ محل تأمل است . اگر دستها را قبل از جرّ ولاء قطع كرد يا دستها و پاها را ، پس سرايت كرد بعد از جرّ مولاى مادر ، بر او است ديه كامله ؛ و به سرايت زيادتى بر ديه ، مكشوف مىشود عدم آن .

عدم تحمل غير ديهء موضحه و . . توسط عاقله

عاقله تحمل غير ديهء موضحه و بالاتر تا ديهء نفس را نمىنمايد بنا بر اظهر .

ضمانت ديه خطا توسط عاقله و استيفاء يك سال

عاقله ضامن ديه خطأ است چنانچه گذشت ، و در سه سال استيفاء مىشود ، در