تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
عدم شراكت قاتل در ضمان و قاتل ، در ضمان ، شريك نيست .

خروج زن و طفل مجنون از عاقله

و زن و طفل و مجنون ، داخل در عقل نيستند اگر چه از ديه جانى ( اگر تركه داشته باشد ) ارث مىبرند .

خروج فقير از عاقله

و در عاقله ، پير و جوان و مريض و سالم فرقى ندارند ؛ و فقير در وقت مطالبه ( كه حلول حول است ) داخل در ضمان عاقله نيست .

فرض تقديم در عاقله

تقديم متقربين به ابوين بر متقربين به اب فقط ، در عقل ، مظنون است و احوط تصالح و توافق است .

چند فرع در عقل و عصبه معتق

و معتق ( به كسر ) عقل مىنمايد در صورت عدم عصبه يا زيادتى توزيع بر آنها به نحوى كه خواهد مذكور شد ؛ و معتق ( بفتح ) عقل نمىنمايد . و ترتيب عَقل ، مُعتِق ، به ترتيب ارث او به ولاء عتق است ، چنانچه در كتاب ارث مذكور است . و اگر نوبت عقل به عصبهء معتِق برسد ، آباء در علوّ و ابناء در نزول ( مثل ارث به ولاء ) داخل در عقل مىشوند ؛ و همچنين در عصبهء معتِق معتِق بعد از فقد معتِق معتِق ؛ و همچنين در وصول نوبت به عصبهء معتِق پدر معتِق در صورت فقد معتِق پدر معتِق به ترتيب ارث به سبب ولاء عِتق . و چنانچه گذشت آباء جانى و ابناء او داخل در عصبهء او هستند . اگر معتِق زن است ولاء براى او ثابت است و عَقل به ولاء ثابت نيست ، بلكه عقل ثابت است براى عصبهء زن ، و در عصبهء او پدران و پسران او داخل بنا بر وارثيت آنها به ولاء . مجموع مشتركين در عتق يك عبد ، به منزله يك معتق است پس بر مجموع ، نصف