تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
بريء مىشود به سبب بيّنه . و اگر شريكْ مأذون از بائع نباشد بريء از حق بائع نمىشود ، و لكن از حق شريك در صورت بيّنه و لو بائع جزء آن باشد بريء مىشود بنا بر آن چه گذشت ، مگر آن كه متهم باشد به اراده اختصاص به مأخوذ از مشترى ، در صورت عدم اذن به شريك ، كه اگر بيّنه تمام نشود ، مأخوذ مشترك بين دو شريك مىشد ؛ و اين تهمت در صورت آذن بودن بائع شريك را مفقود است ؛ چنانچه تهمت در فرع سابق در صورت آذن بودن شريك بائع را مفقود بوده در شهادت خصومت لاحقهء ثانيه . بلى اگر خصومت با شريك ، سابقه باشد ، پس شهادت بائع بر شريك براى مشترى ، بى تهمت است . و همچنين اگر تهمت مندفع باشد به مثل ابراء بائع مشترى را ، كه محلى براى خصومت بائع و مشترى نيست . و يمين متوجه است بر شريك در خصومت با شريك به عدم قبض خود از او ، در صورت عدم بيّنه براى مشترى بر اقباض ؛ چنانچه در خصومت با شريكِ بائع ، متوجه است به عدم موجب اشتراك در مأخوذ ، چون به عنوان بائعْ مأخوذ شده بوده و فرض بكنيم تماميّت اين تسليم را ، پس ايقاع حلف مىنمايد بر عدم اخذ حق خودش از مشترى و عدم تماميّت اخذ بائع نصيب خود را . و اگر نزاع در اخذ بائع باشد در صورتى كه اگر اخذ كرده بود مشترك مىشدند دو شريك در آن حلف بر بائع است نه بر مشترى ؛ و اگر از بائع ظلماً به اعتقاد او اخذ شد مالك رجوع به مشترى نمىنمايد .

صحّت بيع دو شىء مختلف القيمة به ثمن واحد

6 - اگر دو عبدى باشند متفاوت القيمة و هر كدام از شخصى باشند ، و هر دو مالك هر دو عبد را معاً به ثمنِ واحدِ معلوم فروختند ، بيع صحيح است و ثمن مشترك مىشود بين دو مالك به نسبت قيمت مملوك او از مجموع ثمن ؛ و جهالت به ثمن مبيع به بيع انشائى ، منتفى است ؛ بلكه جهالت به ثمن مبيع به بيع تحليلى هم منتفى است ؛ و ثمن همان است