تعيين رافع جهالت در مهر
احوط تعيين مهر است به حدى كه معظمِ جهالت رفع شود ، در غير آن چه محمول است بر وسط چنانچه گذشت ؛ پس اگر مهر ، تعليم سورهء بود ، تعيين نمايد آن سوره را ، و لازم نيست تعيين قرائت .
و حد تعليم ، استقلال در تلاوت آيات سوره است اگر چه از كتابت قرآن باشد ، و نسيان آيه بعد از تعليم ، ضرر ندارد ، و ايجابِ اعاده نمىنمايد ، بخلاف كلمات يك آيه بنا بر احوط .
قدرت و عدم قدرت بر مهر
اگر امهار كرد تعليم سوره اى را كه زوج نمىداند ، جائز است ما دام مقدور بالواسطه و ثابت در ذمّه است . و اگر عارض شد امتناع مباشرت ، منتقل به اجرت تعليم مىشود . و اگر ممتنع شد مباشرت و تسبيب ، محتمل است اجرت و ماليّت تعليم ، كه قيمت مهر مسمّى است ، و محتمل است مهر المثل ؛ اقرب اوّل است در تعذر طارى ، و دوّم است در تعذر مقارن با اعتقاد قدرت . و همچنين سائر صنايع كه تعليم آنها مهر بشود . و همچنين اگر بدون تقصير زوج ، زن خودش تعلم كرد ، كه تعليم جاهل ممتنع شد به امتناع طارى ، و اجرت ماليّت تعليم ، كه مهر است ، ثابت مىشود ، نه مهر المثل بنا بر اظهر .
مهر قرار دادن چيزى و انكشاف عدم ماليّت آن
اگر اصداق كرد ظرف مخصوصى را به اعتقاد خَلَّيت ، بعد معلوم شد خمر بوده ، پس اگر معلوم شد از قرائنْ عدم خصوصيت در نظر طرفين ، و مقصود خَلّ است ، كه مماثل با موجود اعتقادى در كمّيت و كيفيّت است ، اظهر وجوب مثل آن چه در ظرف است به اعتقاد ، از خلّ مماثل در كمّ و كيف . و اگر محتمل شد خصوصيت فرديّه ، اقرب تعيّن مهر المثل است ، چنانچه در صورت عدم مذكوريّت مهر ، ثابت است .
و فرمودهاند : همچنين است اگر امهار شد عبدى ، بعد معلوم شد حريت او يا مستحق بودن او براى غير . لكن اقرب لزوم مهر المثل است در صورت اوّل ، بلكه دوّم هم كه قيمى