جراحت مندمل
و اگر جراحتْ مندمل شد و صالحه براى وطى شد ، دور نيست حليّت وطى او براى زوج ، اگر چه حرمت احوط است .
توارث و سائر احكام زوجيّت يا حرمت وطى ، ثابت است ما دام طلاق نداده است ، بلكه مطلقاً در بعض آنها . اظهر جواز سائر استمتاعها است غير از وطى در قبل و دبر . و در مثل حق قَسم ، ملحق به رتقاء و مثل آن است بنا بر احتياط مقدم .
و اگر با علم به تحريم ، وطى نمود ، عاصى است و تعزير مىشود ، نه آن كه بر او حد جارى مىشود ، مثل حائض ؛ و ولد به اين دخول ملحق مىشود به هر دو ، لكن هيچ كدام با احصان نمىشوند ، چون تمكَّن شرعى از وطى نيست ، پس با زناى يكى ، جلد است نه رجم .
و در طلاق محرّمة الوطي ، شرط زائدى نيست ، و ثبوت ديه شرط طلاق نيست ، و بر هر تقديرْ ديه ثابت است . و بر تقدير طلاق ، رجوع در رجعى ، و نكاح مستانف در غير رجعى ، يا بعد از انقضاى عده ، جائز است ، و داخل با آنها در زوجيّت مىشود مثل ما قبل طلاق .
و وقوع لعان و ظهار يا ايلاء با اين زوجيّت ، در محل اين امور ، مذكور مىشود إن شاء الله .
و نفقهء صغيره بعد از افضاء ، با زوج است ، ما دام صغيره و زوج زنده هستند . و در جريان حكم ، در كبيره بعد از افضاء زوج ، تامل است ، و مشهور عدم جريان است ، و احوط وجوب انفاق است بعد از طلاق و تزويج به غير .
و در افضاء به غير وطى يا وطى غير زوجه ، حكم به وجوب انفاق ، مطلق نيست . و احوط ثبوت حكم انفاق است ، در وطى صغيره ، با ظن كبيره بودن و افضاء كردن . اظهر اتحاد نفقه در اين مقام ، با نفقه زوجه افضاء نشده است .