فصل دوّم در اولياء عقد نكاح
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله وحده و الصلاة على سيد الأنبياء محمد و آله سادة الأوصياء و اللعن على أعدائهم اجمعين .
ولايت نيست در عقد نكاح براى غير پدر ، و جدّ پدرى ، و مولاى عبد و أمة ، و وصىّ ، و حاكم شرع . و در زياده و نقيصه بر اينها ، خلافى است غير معتدٌّ به ، و در خصوص وصىّ و در ولايت حاكم در بعض موارد ، خلافى است كه مذكور مىشود إن شاء الله .
مراد از جدّ پدرى و عدم اشتراط ولايت جدّ پدرى به بقاى پدر
و شرط نيست در ولايتِ جدّ ، بقاى پدر ، بنا بر اظهر و مشهور . و مراد از جدّ پدرى آن است كه نسبتش فقط از طريق پدر باشد ؛ پس جدّ مادرىِ پدر ولايت ندارد .
و بعد از تزويج ولىّ ، اختيار فسخ با صغير ( بعد از كبير شدن او ) نيست ؛ بلكه عقد ولى ، نافذ است ، چه پسر باشد صغير ، چنانچه مشهور و اظهر است ؛ يا دختر ، چنانچه اتفاقى است .
و شرط نيست بقاى بكارت در ولايت بر صغيره .
موارد عدم ولايت اب و جدّ
و ولايت ندارد اب و جدّ بر پسر بالغ رشيد ، و نه بر زن ثيّب رشيده ، و نه در مال بر بكر بالغهء رشيده .
و مستقلّ است بكر بالغه رشيده در نكاح در صورت نبودن اب و جدّ يا عدم شروط ولايت در آنها .