فصل ششم منجّزات مريض
خروج منجّزات از اصل تركه
اظهر در منجّزات مريض در مرض موت ، خروج آنها از اصل است اگر چه متصل به موت واقع به سبب آن مرض باشد و مخوف باشد نه عادى .
و مقصود ، تصرف غير مقابل به عوضِ مماثل معوض و موجب تضرّر ورثه است ، مثل هبه و عتق و صدقه و ابراء و صلح بدون عوض و بيع به اقل از ثمن المثل و اجاره به اقل از اجرت المثل است ، بخلاف انفاقات ماليهء عاديه بر نفس و عيال و اضياف به نحو مناسب شأن ، و تصدّقات استشفائيّه ، و همچنين واجبات ماليّه كه در مرض موت اداء نمايد ، كه همهء اينها نافذ از اصل است .
و همچنين آن چه در حال مرض واقع شد لكن برء حاصل شد و مرض متصل به موت نبود ، كه خارج از اصل و از محل خلاف است .
اقرار مريض غير متهم و متهم
و اقرار مريض غير متّهَم مثل صحيح از اصل است ، چه براى وارث باشد يا اجنبى ، به دين باشد يا به عين . و اما متّهَم پس احوط مصالحهء مُقَرّ له و ورثه است در زائد بر ثلث ( با همان خصوصيات مرض موت كه مذكور شد در سائر منجزات ) مگر آن كه بيّنه اقامه نمايد بر ثبوت مقرٌّ به براى مقرٌّ له در ذمّه ، يا در نزد مقِر در حين اقرار ، يا آن كه بُرء از مرض حاصل شود ، يا آن كه تصديق نمايند ورثه مُقَرّ له را .
و مراد از متّهَم ، قاصد اضرار به ورثه است به سبب اقرار و لوازم آن . و قصد اضرار ، به اماريت عداوت با ورثه و شدت محبت با مُقَرّ له مكشوف مىشود .