و اما نسبت به اموال طفل از غير وراثت از موصى ، پس هيچ گونه تصرفى كه از خود موصى در حيات او جائز نيست وصايت او هم نافذ نيست .
چند فرع
اكتفاى تحقق شروط موصى اليه در حال موت
1 - شروط موصى اليه از قبيل تكليف و حريت و اسلام و عقل معتبر است با عقلائى بودن ايصاء در حال حدوث انشاى تحقق آنها در حال وفات ، پس ضرر ندارد انتفاى آنها در حال انشاى وصايت ؛ و با تحقق در حال وفات ، ولايت وصى محقّق مىشود .
فقدان بعض شروط موصى له بعد از فوت موصى و اگر بعد از آن عارض شد فقدان يكى از آن شروط ، ولايت استمرار نمىنمايد ؛ بلكه در زمان فقدان ، ولايت با حاكم شرع است . و آيا بعد از عود صفات در وصى ، وصايت او عود مىنمايد يا نه ؟ خلاف است ، و عود خالى از وجه نيست ، لكن خالى از مناقشه نيست ، و منشأ آن ، دخالت قصد موصى و ضعف اطلاق احوالىِ كاشف از قصد موصى در مثل جنون ادوارى طارى بعد از تحقق ولايت بعد از وفات است ؛ پس احتياط در توافق با نظر حاكم ، ترك نشود .
وصايت به ولايت
2 - شخص مىتواند وصايت به ولايت نمايد در صورت تحقق ولايت او ، مثل ولايتش بر اولاد صغار يا بالغين با عدم كمال ، در صورت صحّت ايصاء او به ولايت ، بخلاف مثل حاكم و وصى غير مأذون در ايصاء يا ممنوع از آن به نحو متقدّم .
و وصايت بر كبار عقلاء ( از وراث و غير ايشان ) صحيح نيست به واسطهء عدم ثبوت ولايت بر آنها ، و ترتيب اثر بر آن وصايت داده نمىشود حتى در ثلث مال متروك براى وراث ، مگر آن كه ثلث را اخراج از ملك ايشان نمايد و به آن وصيت نمايد و بر آن ثلث ،