ايشان و بر واجب النفقه ايشان ، مثل ابوين ، به نحو معروف ؛ و همچنين است استنماء اموال ايشان به نحو مشروع و ايفاء و استيفاى ديون ايشان به طرق مشروعه كه خود موصى مىتوانست انجام دهد ؛ و همچنين است اداء ارش ثابت بر آنها به سبب اتلافات آنها ؛ و نيز اداء كفاره قتل نه اداء ديه كه بر عاقله است در عمد و خطاء ؛ و همچنين اخراج حق متعلق به اموال ايشان مثل خمس در تقدير تعلق به اموال ايشان .
ولايت اب و جدّ ابى در نصب قيّم
اب و جدّ ابى ، هر كدام از آنها با فقد ديگرى مىتواند قيم براى اطفال خودشان قرار بدهند ، و غير آنها نمىتواند قيم قرار دهد ؛ و مىتواند قيمومت را براى دو نفر قرار بدهد به نحو استقلال يا اجتماع ؛ و مىتواند ناظر براى قيم قرار بدهد .
لزوم رعايت اعتدال در انفاق بر صغير توسط وصىّ
وصى در انفاق بر صغير از مال او ، توسط بين اسراف و تقتير ، و معتاد امثال او را رعايت مىنمايد ؛ و در صورت اسراف ، ضامن است در مطعومات و ملبوسات و غير آنها . و بعد از بلوغ اگر انكار انفاق يا ادّعاى اسراف كرد ، قول وصىْ مقدّم است ، و همچنين است اگر ادّعاى آن كه بيع مال او بدون حاجت و غبطه بوده است .
و در ادّعاى عدم اداء مال او به او بعد از بلوغ ، بر وصى اقامه بيّنه است .
جواز اخذ اجرت المثل عمل توسط وصى در اموال صغار
اظهر جواز اخذ وصى ، اجرت المثل عمل را است در اموال صغار ، به نحوى كه اگر به مباشرت غير انجام بشود ، همان اجرت را مستحق مىشود . و همچنين حاكم و امين او و عدول مؤمنين ما دام متبرع به عمل نباشد يا آن كه مصلحت مال يتيم در غيرِ عملِ متبرع باشد ، چه آن كه عمل بر ولىْ واجب باشد ، يا آن كه راجح باشد .
و اگر عمل به واسطهء قلَّت يا به واسطهء آن كه امانتدارى ، مثل درهم و دينار است كه غالباً اجرت ندارد ، نمىتواند چيزى اخذ نمايد از مال يتيم ، و همچنين اگر خودش قصد تبرّع به عمل نمايد .