محلَّل مىشود ، مثل وصيت به عود و به كلب ، در صورتى كه ظهورى نباشد كه تعيين قسم محرّم نمايد .
وصيّت به مشترك بين منفعت محلَّله و محرّمه
و اگر وصيت كرد به معيّنى كه مشترك بين منفعت محرّمه و محلَّله است ، پس اگر منفعت ظاهره محلل است ، نافذ است مگر با قصد منفعت محرّمه به طورى كه اعانت بر اثم باشد ؛ و اگر منفعت ظاهره محرم است ، نافذ نيست مگر با قصد منفعت محلَّله و وثوق به آن انتفاع و خروج از صدق اعانت بر اثم . و اگر هيچ كدام ظاهر نيست ، پس دائر مدار صدق اعانت است ، چنان كه مقصود باشد حرام از غير و معلوم باشد تحقّق آن ، و گر نه اقربْ نفوذ است با خروج از اعانت محرّمه .
و اگر ممكن باشد ازالهء صفت محرّمه كه با آن انتفاع به حرام مىشود با صدق اسم موصى به ، مانعى از نفوذ با تغيير لازم در وقت دفع به موصى له ، نيست . و اگر ممكن نيست مگر با ازالهء اسم ، پس ظاهرْ بطلان وصيت است ، مگر با تعلق قصد به منفعت نادرهء مترتّبه بر مادّه و وثوق به تحقق آن و خروج از اعانت محرّمه و اقامهء قرينه بر اراده منفعت محللهء مترتبهء بر ماده ، بنا بر احوط .
وصيّت به كلاب مملوكه
وصيت صحيح است به كلاب مملوكه مثل كلب صيد و ماشيه و حائط و زرع بلكه به قابل تعلَّم از كلاب و قابل امساك ، براى مصالح مذكوره ( اگر چه بنا بر مملوكيت آنها نباشد ) در صورت وثوق به صرف در آنها . و وصيت به تحصيل آنها به عنوان صلح يا بعضى از آن چه از تركه است نافذ است بنا بر اظهر .
2 - در وصاياى مبهمه در لغت و عرف است
وصيّت به جزئى از مال
اگر وصيت كرد به « جزئى » از مال خود ، پس آن چه معلوم باشد از قرائنْ ارادهء موصى ،