وصيّت به واجبات ماليّه
اگر وصيت كرد به واجب مالى و غير آن ، اخراج مىشود واجب مالى مثل زكات و خمس و كفارات و نذر اداء مال كه متعيّن در ماليّت باشند و خصوص حج واجب ، مثل ديون مخلوقين از اصل مال ، مگر آن كه وصيت متعلق به اخراج آنها از ثلث باشد . بلكه با فراغ از ثبوت و اثبات اين حقوق ماليّه ، مثل ديون اخراج از اصل مىشود اگر چه وصيت ننمايد به آنها .
وصيّت به واجبات بدنيّه و حج
و اما واجبات بدنيّه مثل صوم و صلات پس در اخراج آنها از اصل تركه مثل واجبات ماليّه ، شبههء خلاف است در صورتى كه ولىّ ، مخاطب به انجام دادن آنها نباشد ؛ و مصرِّح به اخراج از اصل از روى جزم ، معلوم نيست غير منقول از « دروس » از نفى بأس ؛ و مقتضاى اصل ، عدم تعلق حق مالى بر تركه ميّت و تكليف اخراج به وارث است در صورتى كه دين و حق مالى يا منزّل به دليل به منزلهء دين [ نباشد ] ؛ پس عدم اخراج مگر از ثلث در خصوص صورت وصيت به آن ، اقرب است ، اگر چه فى الجمله اخراج از اصل احوط است .
و حجِ خارج از اصل ، اعم از حجة الاسلام و منذور و واجب به افساد است .
و واجب بدنى در تقدير خروج از اصل ، مورد وضع است ، چه آن كه تكليف به قضاء ، فعلى بوده يا مشروط به التفات و قدرت بوده است در مثل غافل تا زمان فوت يا وصيت ، يا عاجز تا زمان فوت . و در تقدير عدم خروج از اصل ، تابع خصوصيت وصيت است .
و تصديق مىشود ولىّ ، در اقرار او به كميّت فائت از مولَّى عليه . و در غير اقرار ، تأمل است .
لزوم اعلام عدد فائت بر كسى كه مظنّه فوت دارد
و اعلام ظانِّ به وفات ، به عدد فائت ، لازم است چه آن كه ولى مخاطب به قضاء باشد يا نه ، و چه آن كه در تقدير ثانى خارج از اصل تركه باشد يا نه . و بر تقدير ثانى وصيت به آن