در دَه رمى . و اقل آن : يك اصابت در ده رمى است با شرط آن ، يعنى مضافاً به اشتراط زيادتى اصابهء ناضل ، بايد اصابت او پنج در بيست رمى باشد مثلًا .
و تعيين صفت اصابت از خزق و خرق ( از صفات متقدمه ) اگر شرط شود ، متّبع است ، لكن تعيين آنها و اشتراط آنها لازم است . و مطلق اصابت كافى در ناضل بودن است .
تعيين قدر مسافت و غرض
و از آنها تعيين قدر مسافت با مشاهده يا ذكر مسافت است ، به نحوى كه محتمل باشد سبق در آن براى هر دو ، كه لازم است در عقد مرامات .
و از آنها تعيين غرض است كه در هدف واقع مىشود ، با مشاهده آنها ، و معرفت صفت آن از ارتفاع و انخفاض و سعه و ضيق آن .
عوض در صورت شرط آن بايد معلوم باشد به نحوى كه سالم از احتمال غرر باشد . و اصل ذكر عوض و شرط آن ، در صحّت عقد لازم نيست .
عقد رمى با احتمال اصابت و غلبه ، صحيح مىشود ؛ و لازم نيست اتحاد جنس و تماثل آلت رمى ، و شرط اتحاد و تماثل كردن در عقد ؛ و اگر شرط كردند ، لازم است عمل به شرط ، و عدول بدون توافق و تراضى جائز نيست .
و شرط نيست تعيين يكى از دو قسم مرامات ( كه مبادره و محاطَّه به معناى متقدّم ) در عقد . و اگر شرط شد متعيّن مىشود . و همچنين اگر متعارف در عرف متراهنين ، يك قسم مخصوص باشد و اطلاق عقد ، منصرف به آن باشد ، متعيّن مىشود . و همچنين تعيين قوس و سهم ، لازم و معتبر در صحّت عقد نيست ، و اگر شرط شد متعيّن مىشود .
چند مسأله
اعتبار تعلَّق قرار مسابقه به سبق و تقسيط آن
1 - اگر قرار مسابقه بين پنج نفر به اين نحو شد : « من سبق فله خمسة » ؛ پس اگر متساوى شدند در بلوغِ غايت ، چيزى براى كسى نيست ؛ و اگر يكى سبقت گرفت ، تمام پنج ، مال او است ؛ و اگر دو نفر سبقت گرفتند بر سه نفر ديگر ، اظهر اين است كه براى هر