مىشود وقفيت آن به نحو دائم . و اين قسم از وقف مشروط به عود در وقت حاجت ، واسطهء است بين وقف غير مشروط به آن و بين حبس ، و از هر كدام حكمى را دارد .
شرط اخراج واقف داخل يا ادخال خارج
اگر شرط كرد در وقف ، اخراج واقف داخل را يا ادخال خارج را ، جائز نيست شرط اوّل ، و اظهر عدم صحّت شرط دوّم است . و همچنين اصل وقف در صورت عدم انحفاظ شروط آن ، با اين شرط .
شرط نقل از موقوف عليهم
و همچنين جائز نيست شرط نقل وقف از موقوف عليهم به غير ايشان كه در زمان وقف موجود نيستند ، كه شرط اخراج موقوف عليه و ادخال غير كه موجود نيستند در زمان وقف ، مىباشد .
وقف يك سال بر اولاد و دو سال بر علماء و . .
و اگر وقف كرد يك سال بر اولاد و يك سال بعد بر علماء و بعد از دو سال بر سائر فقرا ، اظهر صحّت است به جهت محفوظيت دوام در اصل وقف .
وقف بر اولاد اصاغر و شرط داخل شدن متولد از او
اگر وقف بر اولاد اصاغر مثلا كرد و شرط كرد دخول هر كه از او متولد بشود ، جائز است . و اگر تشريك بدون شرط نمايد يا آن كه شرط تشريك نمايد به نحوى كه موقوف عليه با عمل به شرط و بدون آن متغير باشد ، اظهر عدم صحّت آن است .
چنانچه گذشت ، قبض موقوف عليهم ، شرط صحّت و لزوم است ؛ و اگر موجودين از طبقه اوّل يا قائم مقام ايشان قبض كرد ، وقف تامّ است ؛ و قبض كسانى كه از اين طبقه متجدّد خواهند شد يا از طبقات بعديّه ، قبض ايشان در تماميّت وقف مدخليّت ندارد .
اگر وقف بر « فقرا يا فقها » بود ، احتياط در قبض حاكم شرع از جانب ايشان يا مأذون حاكم ، ترك نشود . و همچنين احتياط در قبول و قبض حاكم يا مأذون او است در وقف بر مصلحت ، مثل قنطره يا مسجد .