تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
وقف مشترك و فوت يكى اگر وقف كرد براى دو پسر خود و بعد براى فقرا ، پس وفات كرد يكى از اين دو ، اقرب صرف نصيب ميّت براى طبقهء بعد از آن ( كه فقرا است ) مىباشد ؛ بخلاف وقف بر اولاد خودش و بعد براى فقرا ، كه آن كه باقى است تمام نصيب اولاد را حائز مىشود . اگر وقف كرد تا مدتى مثل يك سال براى اولاد و بعد از آن مدت براى فقرا ، صحيح است و منافى تأبيد در آن نيست . اگر وقف بر اولاد كرد و شرط كرد كه غلَّه در سال اوّل ، براى زيد باشد ، متّبع است شرط ، با عدم استيعاب مقصود به وقف . اگر وقف كرد بر اولاد خودش و بعد از انقراض ايشان و اولاد ايشان براى مساكين ، پس با استظهار دخول نافله ، اشكال ندارد . و بدون آن منقطع الوسط مىشود ، و اقرب در اين قسم كه فاصله زمانى دارد ، بطلان وقف است رأساً .

اعتبار تنجيز

معتبر است « تنجيز » در صحّت وقف ، پس تعليق بر امر مستقبل اگر چه معلوم الحصول باشد ، مبطل وقف است به نحوى كه مذكور خواهد شد ؛ پس اگر بگويد : « وقفتُ اذا جاء رأس الشهر » يا « ان قدم زيد » ، باطل است . و اظهر صحّت است در صورتى كه معلَّقٌ عليه ، معلوم الحصول باشد و علم موافق با واقع باشد ، مثل اين كه : « وقفتُ ان كان يوم الجمعة » با علم و موافقت با واقع .

اعتبار قبض

گذشت شرطيت « قبض » در صحّت وقف ، پس با موت واقف قبل از قبض ، وقف باطل است ، و ميراث است براى ورثهء واقف . و همچنين در صورت طروّ جنون يا اغماء ، مگر آن كه قبض در حال اهليّت واقع شود و اختيار كاشفيّت آن را بنماييم ؛ و در غير اين صورت تأمل است . و همچنين است موت در نفس موقوف با موقوف عليه قبل از قبض . و اگر بطن اوّل قبل از قبض وفات كرد ، پس صحّت وقف در بطن دوّم با قبض صحيح ، خالى از وجه نيست .