با تصريح بر خلاف . و همچنين قريب و بعيد و ابعد متساوى هستند مگر با دلالت بر خلاف . و اگر صيغه ظاهر در ذكور است ، تعدّى به اناث نمىشود مگر با قرينه .
و اگر وقف بر « اعمام و اخوال » نمود متساوى مىشوند ، مثل اولاد .
وقف بر اقرب مردم به او
و اگر وقف بر « اقرب مردم به او » نمود ، حمل بر اقرب در مراتب ارث مىشود با حفظ اقربيّت نَسَبيّه مثل ابوين و اولاد اگر چه نازل بشود ، و بعد از آنها يعنى با نبودن آنها اخوه و اجداد ، و با نبودن آنها اعمام و اخوال . و در هر طبقه همهء افراد آن مساوى هستند در نصيب مگر با تعيين تفضيل ، اگر چه تفضيل متعلق به مفضول باشد در ارث .
و متقرّب به ابوين ، در تمام طبقات ، مقدّم است بر متقرّب به يكى ، به لحاظ ذكر اقربيت ؛ و مانع است در اينجا بخلاف ارث ؛ پس جمع مىشود بين ثابت در ارث و ثابت از مفهوم اقربيت .
[ بحث پنجم ] در شروط وقف است
[ اعتبار دوام در صحّت وقف ]
معتبر است در صحّت وقف دوام ، پس با توقيت به مدت و قصد وقف ، باطل است ، و اگر قصد حبس نمود صحيح است ، و اگر قصد معلوم نشد پس محمول بر وقف باطل يا حبس صحيح است ، و اظهر دوّم است .
و اگر وقف كرد بر زيد مثلا و اعقاب او ما دام باقى باشند ، اظهر صحّت آن است به عنوان وقف و خروج عين از ملك واقف ، و بعد از انقراض آيا داخل در ملك واقف مىشود و وارث اوّل او و هكذا ، يا ورثهء او در زمان انقراض موقوف عليه ، يا منتقل به ورثهء موقوف عليه مىشود ؟ اخير خالى از رجحان نيست . و با اين رجحانْ صرف در وجوه برّ نمىشود . و اگر وقفْ منقطع الوسط باشد ، احتمال صحّت در طرفين ، يعنى معاملهء آخر معامله وسط ، خالى از وجه نيست . و همين احتمال در منقطع الاول ( كه معامله بشود ثانى معاملهء اوّل ) ، بىوجه نيست .