[ كتاب الوقف ]
فصل اوّل عقد وقف و شرايط آن
وقف عقدى است كه ثمرهء آن « حبس اصل و اطلاق منفعت » ( نگهداشتن از انتقالات و رهايى انتفاعات ) است .
[ بحث اول در عقد وقف ]
الفاظ وقف
و لفظ صريح آن « وقفتُ » است ، و غير آن محتاج به قرينه كافيهء است در حكم به وقفيت .
اگر قصد وقفيّت با مَجازات بدون قرينه نمود ، مثل « حرّمتُ » و « تصدّقتُ » بدون دالّ بر تأبيد مقصود ، پس در مورد توقف بر قبول ، اظهر عدم تحقق عقد وقف است واقعاً و در ظاهر حكم . و در غير اين صورت ، تحقّق وقف در واقع اگر چه حكم به آن ننمايند در ظاهر محل تأمل است ، و عدم آن خالى از رجحان نيست . و با عدم ثبوت وقفيت در واقع به آن ، پس اقرار به آن ، مثل عدم اقرار است ، مگر آن كه متصل باشد و اقرار به وقف به كنايه خاصه باشد كه خودش صلاحيت قرينيّت دارد از اين جهت ، نه از جهت خصوصيت اقرار و حكم آن .
اگر با قصد وقف بگويد : « حبّستُ » يا « سبّلتُ » ، كافى نيست در حصول آن . و اگر جمع نمايد بين آن دو با قرينهء تأبيد و حصول قربت ، حاصل مىشود . و ردّ از اهل قبول ، مبطل ايجاب است . و اعتبار قبول در مورد قابل ، به مناسبت عقديّت ، احوط است . و همچنين است اعتبار لوازم عقديّت .
و همچنين رعايت احتياط در قصد قربت به وقف ، و در وقف بدون تقرب قصدى ، ترك نشود .