اعارهء زمين براى دفن
اگر زمينى را عاريه داد براى دفن مسلم يا محكوم به حكم آن ، پس دفن نمود ، جواز فسخ عاريه ( چنانچه گذشت ) ثابت است ، لكن اجبار بر نبشْ جائز نيست قبل از ظهور اندراس بحسب حال زمين خاص . و اگر به جهتى ظاهر شد بدن ، تجديد دفن ، محتاج به اذن جديد است ، بلكه حق اجاره دادن آن را دارد . و همچنين اگر پنهان نشده بوده است ، اخراج آن ، نبشِ محرّم نيست . و همچنين اگر جائز شد براى مستعير اخراج آن ( اگر چه براى نقل به مشاهد باشد بنا بر جواز آن ) واجب است ، ( بعد از مطالبه نبش جائز از مالك زمين ) اخراج و نقل آن .
انتفاعات غير زراعى در زمين مستعار
مستعيرِ زمين براى زرع و غرس ، مىتواند داخل شود در آن زمين براى سائر انتفاعات معتاده اگر چه از واجبات زرع و غرس نباشد . و همچنين جواز دخول معير در آن اگر مستلزم تصرّف غير جائز در ملك مستعير نباشد جائز است .
اعارهء ديوار و رجوع در آن
اگر اعارة نمود ديوار خودش را به همسايه براى وضع چوبها و آهنهاى بناى او روى ديوار معير پس رجوع در عاريه نمود ، منفسخ مىشود ، لكن اظهر عدم جواز اجبار بر ازالهء آن است ( اگر چه با دفع ارش باشد ) در صورت انتهاى ازاله به خرابى بناى مستعير ؛ بلكه اذن در ابقاى آنها روى ملك معير ، مفهوم از اعاره است در صورت عدم تصريح بخلاف ؛ بلى مأذونْ اعم از مجانيّت ابقا است ؛ پس استحقاق اجرت بعد از رجوع در عاريه ، ثابت است ما دام كه احتياج دارد بنا بر تصرّف در ملك معير .
اذن در غرس و انقلاع غير اختيارى
اگر اذن در غرس شجر يا زرع داد پس منقلع شد به سببى غير اختيارى پس اگر به عنوان عاريهء مطلقه يا موقّته قبل از خروج وقت باشد ، مىتواند به جاى ديگرى غرس يا زرع نمايد ؛ و اگر اذن محض است يا عاريه بعد از رسيدن وقت آن است ، محتاج است به