تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

ايداع به اذن مالك

و ايداع به اذن ، غير از انجام دادن حفظ به تسبيب مثل توسيط اتباع و خدم مودَع اوّل است كه متعارف است در اغلب مواقع . و اظهر در موارد وقوع ايداع با اذن مالك ، انفساخ ايداع اوّل است ، و موت مودَع دوّم بى اثر است .

حكم ايداعِ دوّم با ضرورت يا مفهوم از اطلاق

و در موارد ايداع با ضرورت يا فهم از اطلاق ، موت هر كدام از مالك و مودِع دومْ موجب بطلان وديعه است . در صورت وقوع ايداع به واسطهء ضرورت يا فهم از اطلاق ، حكم به ضمان نمىشود به مجرّد ايداع و تلف بعد از آن ، تا آن كه ثابت شود خلاف ضرورت . و تصديق مىشود ودعى در ادّعاى ضرورت مگر با بيّنه بر خلاف . و در صورت وقوع ايداع دوّم بدون مسوّغى غير از اذن خصوصى مالك ، تصديق در ادّعاى اذن نمىشود و محكوم به ضمان است ، مگر با اثبات اذن خصوصى مالك در ايداع دوّم با خصوصياتش .

ايداع در سفر و همراه بردن وديعه در سفر

در صورتى كه ايداع در سفر باشد و سفر و حضر در وديعه مساوى باشد ، يا آن كه محفوظتر باشد در سفر خاص در نظر ودعى ، يا آن كه ودعى سفر و حضر نداشته باشد و از جماعتى باشد كه بيوت آنها با آنها است ، مانعى از اخراج وديعه در سفر نيست ، و گر نه نمىتواند مسافرت نمايد مگر با ضرورت يا اذن خصوصى مالك يا وكيل او ؛ و در صورت ضرورت ، مراجعه به حاكم مىشود و اگر متعذر بود ، به عدول مؤمنين و اگر متعذر شد ، مباشرت مىنمايد ، چنانچه در ايداع گذشت . اظهر عدم جواز سفر تغريرى و تعريضى به تلف وديعه با ضمان آن است چنانچه اتلاف هم همين حكم را دارد . و اگر متوقف بشود حفظ بر سفر يا ممكن باشد حفظ در سفر مثل حضر ، جائز است مسافرت با آن يا از آن ، بدون محكوميّت به ضمان و بدون