الأحوط ؛ « 1 » و احوط و اولى ، تركِ پوشانيدن است به بعض بدن ، مثل دست ، اگر چه اظهر جوازِ آن است « 2 » و گوشها ظاهراً از سر محسوبند .
و در حكم سر است بعض سر ، الَّا آن كه استثنا شده از آن ، گذاشتنِ بندِ خيكِ آب بر سر ، و دستمالى كه بر سر به جهت صداع بندد ، و اشهر و اظهر جواز پوشيدن رو است از براى مرد ؛ و قول به منع ، شاذّ است « 3 » و در حكم پوشانيدن سر است ارتماس در آب بلكه مطلق مايع . « 4 » و بدان كه فديهء پوشانيدن سر ، يك گوسفند است ، و احوط تعدّد فديه است « 5 » به تعدّد پوشانيدن ، خصوصاً هر گاه بىعذر باشد ، خصوصاً هر گاه مجلس متعدّد باشد .
18 - پوشانيدن رو براى زنان
هجدهم - پوشانيدن زن است روى خود را به نقاب و غير آن « 6 » و همچنين بعض آن را ، مگر آن قدرى كه مِن باب المقدّمه به جهت پوشانيدنِ سر از براى نماز از اطراف رو پوشيده
هامش
« 1 » احتياط مربوط است به ما بعدِ « حتّى » ، يعنى ستر به غير معتاد ، زيرا حرمت تغطيهء سر كه متيقّنِ آن ، ستر به معتاد است ، خلافى نيست .
« 2 » اظهريّت در غير موارد ضرورت عرفيّه يا شرعيّه مثل طهارت ، اگر چه مستحبّ باشد ، محلّ تأمّل است ، اگر چه خالى از وجه نيست بر طبق عموم صحيح « معاوية بن عمّار » .
« 3 » و منسوب به « ابن أبي عقيل » است . و همچنين است قول شيخ در « تهذيب » به لزوم كفّاره به اطعام مسكين مطابق ظاهر صحيح « حلبي » كه محمول بر استحباب است .
« 4 » تعميم ، مبنىّ بر احتياط است .
« 5 » و در صورت تخلَّل تكفير ، اقوى تعدّد فديه است .
« 6 » و در غير حال ضرورت ، مانند تحفّظ از مگس و نحو آن در حال خوابيدن ، چنانچه در صحيح زراره است .