اوست به وجود آورندهء مخلوقات و وارث آنان ، و معبود خلق و رازق ايشان . آفتاب و ماه در مسير خشنوديش در حركتند ، هر تازهاى را كهنه مىكنند ، و هر دورى را نزديك مىنمايند .
روزيهاى موجودات را تقسيم ، و آثار و اعمالشان و عدد نفسهاشان را حساب نموده ، و به خيانت چشمها آگاه ، و به آنچه در سينه پنهان مىكنند داناست ، و به قرارگاهشان در ارحام ، و گذرگاهشان در اصلاب تا به نهايت حركت خود برسند بصير است .
اوست خدايى كه عذابش در عين وسعت رحمت ، بر دشمنانش شديد است ، و رحمتش در عين سختى عذابش بر عاشقانش گسترده است .
به هر كه بخواهد بر او غلبه كند مسلّط است ، و در هم كوبندهء مخالف خود است ، و خوار كنندهء كسى است كه با او درگيرى نمايد ، و غالب بر هر كه با او دشمنى ورزد . آن كه به او اعتماد كند بىنيازش سازد ، و هر كه از او بخواهد عطايش نمايد ، و هر كه به او قرض دهد ادا كند ، و به هر كه سپاسگزارش باشد پاداش بخشد .
بندگان خدا ، پيش از آنكه به ميزان حق سنجيده شويد خود را بسنجيد ، و قبل از اينكه به حسابتان برسند خود را محاسبه كنيد ، و نفس بزنيد پيش از آنكه راه نفس بسته شود ، و مطيع خدا گرديد قبل از آنكه شما را به اجبار به سوى آخرت برانند . و بدانيد آن كه با واعظ و منع كنندهاى از باطنش او را يارى ندادهاند واعظ و منع كنندهاى از غير خودش براى او نخواهد بود .
89 - از خطبههاى آن حضرت است اين خطبه معروف به خطبهء اشباح است
كه از خطبههاى بسيار با عظمت مولاى عاشقان است . اين خطبه در ارتباط با پرسش كنندگان است كه از حضرت درخواست كرد خدا را آنچنان وصف كند كه گويى او را آشكار مىبيند . حضرت از سؤال او كه ظرفيت پاسخش را نداشت خشمگين شد .
مسعدة بن صدقه از حضرت صادق جعفر بن محمّد عليهما السّلام روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام اين خطبه را بر منبر كوفه ايراد فرمود ، علّتش اين بود مردى به محضرش عرضه داشت : خداى را آنچنان براى ما وصف كن تا عشق و معرفت به او زياد كنيم . حضرت برآشفت و فرمود : همهء مردم براى نماز اجتماع كنند . مردم جمع شدند تا آنكه مسجد از جمعيت پر شد ، حضرت در حال خشم و تغيير رنگ به منبر رفت ، خداى را سپاس گفت و بر پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) درود فرستاد ،