تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و بر شما از عدالت خود لباس عافيت پوشاندم ، و با گفتار و عمل خويش سفرهء معروف را برايتان پهن كردم ، و كرائم اخلاقى خود را به شما نماياندم . پس رأى خود را در آنچه چشم عقل قعرش را درك نمىكند ، و انديشه به آن راه ندارد به كار نبريد .

از اين خطبه است دربارهء برخى اشتباه‌كاران :

تا اينكه گمان كننده گمان مىكند دنيا بسته به بنى اميّه است ، سودش را به آنان مىرساند ، و بر آب پاكيزهء خود واردشان مىنمايد ، و تازيانه و شمشيرشان از اين امّت برداشته نمىشود ! پندار اين گمان كننده دروغين است ، بلكه حكومت بنى اميّه و لذّت عيش آنان مانند آبى است كه اندكى مىچشند ، سپس تمام آن را از دهان بيرون مىريزند .

86 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در بيان عوامل هلاكت مردم

پس از ستايش حق ، خداوند سركشان هيچ روزگارى را درهم نشكست مگر پس از مهلت دادن و آسايش ، و شكستگى هيچ امّتى را جبران ننمود مگر بعد از تنگنايى و سختى و رنج ، و در سختىهايى كه به سوى آن مىرويد ، و در حوادثى كه پشت سر گذاشتيد عبرتهاست . هر صاحب دلى خردمند نيست ، و هر صاحب گوشى شنوا نمىباشد ، و هر چشم دارى بينايى ندارد . عجبا ! چرا در عجب نباشم از اشتباه كاريهاى اين فرقه‌ها با اختلاف دلايلى كه در دينشان دارند ؟ ! از اثر هيچ پيامبرى پيروى نمىكنند . و به عمل هيچ جانشينى اقتدا نمىنمايند ، و به هيچ غيبى ايمان نمىآورند ، و از هيچ عيبى عفّت نمىورزند . به شبهات عمل مىكنند ، و در شهوات سير مىنمايند . معروف در ميان آنان چيزى است كه خود معروف دانند ، و منكر نزدشان همان است كه خود منكر مىدانند . پناهگاهشان در مشكلات خودشان هستند ، و اعتمادشان در امور مبهم بر رأى و نظرشان است . گويى هر كدام از آنان امام خود است ، و هر شخصى گمان مىكند در آرائش به ريسمانهاى محكم و سبب‌هاى استوار چنگ زده است .