87 - از خطبههاى آن حضرت است در حال مردم پيش از بعثت و پس از آن
پيامبر را در زمانى فرستاد كه رشتهء رسالت منقطع ، و خواب غفلت ملّتها طولانى ، و فتنهها جدّى ، و امور حيات از ازهمگسيخته ، و آتش جنگها شعلهور بود .
نور دنيا در كسوف ، و دنيا با ظهور چهرهء فريبنده در حال خودنمايى ، برگهاى درخت زندگى زرد ، نوميدى از بارور شدن شجرهء حيات بر دلها چيره ، و آب زندگى فروكش كرده بود .
زمانى كه نشانههاى هدايت كهنه ، علائم گمراهى نمايان بود . دنيا به اهلش روى ، زشت نموده ، و نسبت به خواهندهاش عبوس بود . ميوهاش فتنه ، غذايش مردار ، جامهء زيرش ترس ، و جامهء رويش شمشير بود .
پس اى بندگان خدا پند بگيريد ، و به ياد آريد عقايد و آرايى را كه پدران و برادرانتان در گرو آنند ، و بر اساس آنها مورد محاسبهء حق قرار گرفتهاند . به جانم سوگند ميان شما و آنان فاصلهء زيادى نيست ، و سالها و قرنها ميان شما و آنها نگذشته ، و شما در امروز از روزى كه در اصلاب آنان بوديد دور نيستيد .
به خدا قسم پيامبر چيزى را به گوش نسل گذشتهء شما نشنواند مگر اينكه من امروز به شما شنواندم ، و گوش شما در اين زمان پستتر از گوش آنان نيست ، و ديدههاى آنان بينا نگشت ، و دلهايى براى آنان در آن زمانها قرار داده نشد مگر اينكه در اين زمان به مانند همان چشم و دل به شما عنايت شده .
و به خدا سوگند شما بعد از آنان به چيزى بينا نشدهايد كه گذشتگان آن را نمىدانستند ، و شما به چيزى مخصوص نگشتهايد كه آنان از آن محروم شده باشند . و همانا بلا و آزمايشى بر شما فرود آمده كه مهارش مضطرب و تنگش سست است . بنا بر اين آنچه فريبخوردگان از آن بهرهمندند شما را فريب ندهد ، زيرا كه فريبندهها سايهاى است گسترده تا زمانى معين .
88 - از خطبههاى آن حضرت است در توحيد الهى و پند و اندرز
ستايش خدا را كه بدون ديده شدن شناخته شده ، و جهان را بىانديشه و فكر آفريده . خدايى كه هميشه قائم به ذات و دائم بوده و هست آنگاه كه نه آسمانى داراى برج ، نه حجابهايى داراى درهاى بزرگ ، نه شب تاريك ، نه درياى آرام ، نه كوههاى داراى تنگهها ، نه راه پيچيده و منحرف ، نه زمين گسترده ، و نه آفريدهاى داراى قدرت ، وجود داشت .