آيا شما زندگان ، فرزندان اين مردم و پدران و برادران و خويشان ايشان نيستيد ، كه از رفتار آنان پيروى كرده ، و به راه آنان مىرويد ، و در جادهء آنان قدم مىگذاريد ؟
پس دلها از به دست آوردن نصيب معنوى خود سخت است ، و از طلب هدايت و فلاح خود غافل است ، و در غير مسير اصلى راهپيماست ، گويا مقصود حق غير ايشان است ، و انگار هدايت و نجاتشان در جمع آورى متاع دنياست .
و بدانيد كه عبور شما از صراط است ، آنجا كه جايگاه لغزش قدمهاست ، و محل هول و ترس و انواع مخاطرات . پس اى بندگان خدا ، تقواى الهى پيشه كنيد ، تقواى خردمندى كه انديشه و تفكر دلش را مشغول كرده ، و ترس از عذاب بدنش را به رنج افكنده ، و عبادت شب ، كمترين خواب را هم از ديدهاش گرفته ، و اميد به رحمت حقّ او را در گرماى وسط روز تشنه نگاه داشته ، و بىرغبتى به دنيا وى را از شهواتش منع كرده ، و ذكر الهى زبانش را به حركت و شتاب واداشته ، و وحشت را براى امن در قيامت مقدّم داشته ، و از انديشههايى كه او را از راه روشن حق باز دارد كناره گرفته ، و براى رسيدن به راه مطلوب در ميانهترين راه ( كه راه خداست ) حركت كرده .
و عوامل كبر و غرور او را از راه حق باز نگردانده ، و امور اشتباه انگيز بر او پوشيده نمانده ، به خوشحالى بشارت حق به بهشت و آسايش زندگى اخروى در آسودهترين خوابگاه خود ( كه قبر است ) و ايمنترين روزش ( كه قيامت است ) دست يافته .
از گذرگاه دنيا به طور پسنديده عبور نموده ، و خوشبخت و سعادتمند توشهء آخرت ، پيش فرستاده و محض ترس از مقام حق به سوى كردار پسنديده شتافته ، و در ايّام مهلت در دنيا ، به سوى طاعت سرعت كرده ، و در جستجوى رضاى حق شوق نشان داده ، و به خاطر خوف خدا از گناه گريخته ، و امروز به فكر فردا بوده ، و هماره به آينده نگريسته است .
پس بهشت از جهت ثواب و پاداش بس است ، و دوزخ براى عذاب و گرفتارى كافى است ، و كفايت مىكند ، كه خدا انتقام گيرنده و ياور است ، و همين بس كه قرآن در قيامت احتجاج كننده و مخاصمهگر است .
من شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم كه شما را به سبب آنچه بيم داده جاى عذرى نگذاشته ، و حجّت را با راه روشنى كه پيش پاى شما نهاده تمام كرده ، و شما را از دشمن نابكارى بر حذر داشته كه پنهانى در سينهها نفوذ مىكند ، و مخفيانه در گوشها سخن مىگويد ، پس انسان را گمراه كرده به تباهى مىكشد ، و وعده مىدهد و در آرزوها مىافكند ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٨