تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
و گناهان بسيار زشت را آرايش داده ، و معاصى كبيرهء هلاكت بار را ناچيز جلوه مىدهد ، تا به تدريج قرين خود را بفريبد ، و گروگانش را به قيد طاعت خود در آورد ، آن وقت آنچه را آراسته بود انكار مىكند ، و آنچه را آسان جلوه داده بود بزرگ شمرد ، و از آنچه ايمن نموده بود بترساند .

و از اين خطبه است در چگونگى آفرينش انسان :

يا اين انسانى كه خداوند او را در تاريكيهاى رحم ، و غلاف پوشاننده بدين صورت ايجاد كرد : نطفهء ريخته شده ، و خون بستهء صورت بندى نشده ، و جنين در رحم و طفل شيرخوار ، و كودك و نوجوان . آنگاه براى او قلبى حافظ ، و زبانى گويا ، و چشمى بينا قرار داد ، تا بفهمد و پند گيرد ، و از گناه خوددارى نمايد . ولى چون به حدّ كمال رسيد ، و قامتش آراسته شد ، به حال غرور و كبر از مدار حق گريخت ، و بىباك و گمراه گشت ، با دلو هوا و هوس آب كشيد ، براى رسيدن به دنيا كوشش بسيار كرد ، در هر لذّت و خوشى گام نهاد ، هر چه به نظرش رسيد عمل كرد ، احتمال اينكه به بلا و ناكامى دچار شود نداد ، و از هيچ گناهى پروا نكرد . پس در غفلت و گمراهى عمرش را تمام كرد ، و مدّتى اندك در گناهان خود به سر برد ، در برابر نعمت‌هاى خدادادى سودى عايد خود ننمود ، و به آنچه واجب بود اعتنا نكرد . در اواخر طغيان و پيروى از هوا و خوشى لذّت ، ناگواريهاى مرگ او را گرفت ، پس حيرت زده و سرگردان ، شب را تا روز نخوابيد ، آن هم با دردهاى شديد ، و بيماريهاى گوناگون كه شدّتش در شب است ، در حالى كه برادرى غمخوار و پدرى مهربان ، و همسرى كه از بيتابى ناله مىزد ، و دخترى كه از اضطراب به سينه مىكوبيد در اطراف او بودند ، و آن بيچاره در سكرات مرگ او را به خود مشغول داشته ، و غم و غصّهء فراوان ، و نالهء جانسوز ، و سختى جان كندن ، و رفتن از دنيا با مشقت و رنج گرفتار بود ! سپس در حالت نااميدى پيچيده به كفن‌ها مىشود ، و بدون نشان دادن مقاومت به سوى قبر روانه‌اش مىكنند ، او را روى تختهء تابوت انداخته ، مانند شتر از سفر بازگشته وامانده و از حال رفته و رنجور و لاغر شده ، فرزندان و برادران جمع گشته او را با دوش تا خانهء غربت مىبرند ، جايى كه ديگر ديده نخواهد شد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 59 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان