تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
و گوشها از شنيدن فرياد رعدآساى منادى حق ، براى بيان حكم قاطع ميان حق و باطل ، و رسيدن به جزاى عمل نيك و بد ، و كيفر و ثواب به لرزه در آمده است ! اين جمعيت بندگانى هستند كه به قدرت خلق شده ، و بىاختيار در مدار پرورش حق قرار گرفته‌اند ، و با حضور فرشتگان دچار مرگ گشته ، و در درون قبر گذاشته شده ، و در معرض پوسيدگى آمده ، و تنها سر از قبر برآورده ، و در برابر اعمالشان جزا داده مىشوند ، و وضعشان با محاسبهء حق روشن مىشود . اينان در دنيا براى بيرون آمدن از گمراهى مهلت داده شدند ، و به راه روشن هدايت گشتند ، و فرصت در اختيارشان قرار گرفت ، مانند فرصت دادن به شخصى كه ناراضى را از خود راضى كند ، پردهء شبهات از برابر چشمشان برداشته شد ، در ميدان مسابقه به سوى خيرات رها شدند ، و مجال تفكّر براى رسيدن به بهترين مراتب و اقتباس نور سعادت در مدّت حيات و محلّ آمد و شد فرصت به آنان عنايت شد . عجبا از اين مثلهاى صحيح و راست ، و پندهاى شفا دهنده ، اگر با دلهاى پاك ، و گوشهاى شنوا ، و آراء ثابت ، و عقلهاى دور انديش برخورد كند . پس تقواى الهى پيشه كنيد مانند تقواى كسى كه شنيد و خاشع شد ، و گناه كرد و اعتراف نمود ، و ترسيد و به عمل برخاست ، پرهيز نمود و به سوى طاعت شتافت ، يقين كرد و نيكى پيشه ساخت ، عبرت به او عرضه شد و عبرت گرفت . او را ترساندند و او ترسيد ، ممنوع از گناه شد و پذيراى ممنوعيت گشت ، دعوت حق را اجابت كرد و به حق دل داد ، از گناه برگشت و توبه نمود ، به هاديان راه اقتدا كرد ، و به طريق ايشان رفت ، حقيقت به او ارائه شد و او مشاهده كرد ، پس شتابان طالب حق شد ، و با گريز از زشتى نجات يافت . ذخيرهء آخرت يافت ، باطن را پاكيزه كرد ، قيامتش را آباد نمود ، و زاد و توشه براى روز مرگ و راه پر خطر و وقت نياز و محل تهيدستى بر مركب خود بار كرد ، و براى جايگاه ابدى زاد و راحله پيش فرستاد .