پس اى بندگان خدا ، در جهت هدفى كه شما را براى آن آفريده تقوا پيشه كنيد ، و از او حذر كنيد نهايت حذرى كه شما را از جانب خود بر حذر داشته ، و كسب استحقاق كنيد براى تحقّق وعدهء صادقانهء حق جهت آنچه در قيامت براى شما مهيّا كرده ، و براى حذر از هول روز معاد .
قسمتى از اين خطبه است در ياد آورى برخى نعمتهاى حق
براى شما گوشها قرار داد ، تا آنچه به كار آيد حفظ كنند ، و چشمها مقرّر فرموده تا از تاريكىها بينا شوند ، هر عضو را شامل اعضاء گردانيد ، و آن اعضاء را در تأليف صورت و دوامشان در محلهاى مناسب قرار داد ، با بدنهايى كه با ابزار سودمند برقرارند ، و دلهايى كه جويندهء ارزاق خود هستند ، در حالى كه انسانها در نعمتهاى بزرگ ، و موجبات احسان ، و موانع آفات تندرستى غرقند .
مدّت عمر مقدّر را از شما پنهان داشت ، و از آثار گذشتگان براى شما عبرتها به جاى گذاشت : از بهرهاى كه از دنيا بردند ، و از فراخى عمر كه پيش از گلوگير شدن مرگ نصيب آنان بود ، ولى قبل از اينكه به آرزوهايشان برسند مرگ به طرف آنان شتاب كرد ، و گسستن ريسمان اجل آنان را از آرزوهايشان جدا نمود . به وقت تندرستى زاد آخرت تهيه نكردند ، و از ابتداى جوانى عبرت نگرفتند .
آيا آن كه در عنفوان جوانى است جز خميدگى و پيرى را انتظار مىكشد ؟ و آن كه در شادابى سلامت است غير از امراض گوناگون را توقع دارد ؟ و كسى كه فعلا موجود است جز ساعت فنا را منتظر است ؟ آن هم با نزديك شدن جدايى از زندگى ، و كوچ از دنيا ، و لرزه و اضطراب ، و درد سوز دل ، و فرو بردن آب دهان از غصّه و رنج ، و ديده به اطراف دوختن براى كمك خواستن از فرزندان و خويشان و دوستان و همسران .
آيا اين همه نزديكان قدرت دفع مرگ را از انسان دارند ؟ آيا گريه كنندگان سودى مىدهند ؟ در حالى كه مردهء خانواده در گورستان به گرو رفته ، و در تنگناى قبر تنها مانده ، گزندگان پوست بدنش را پاره پاره كرده ، عوامل لاغر كننده ، نازكى و تازگى بدنش را كهنه نموده ، بادهاى سخت آثارش را از ميان برداشته ، و حوادث زمانه نشانههاى او را به نابودى كشيده .
بدنها پس از تازگى تغيير كرده ، و استخوانها پس از قوّت پوسيده ، و جانها در گرو بارهاى گناهان مانده ، به اخبار غيبى پس از مرگ يقين پيدا كرده .
آنجا از ارواح مردگان اضافه كردن عمل صالح نخواهند ، و خشنودى حق را از خطاهايشان نطلبند .