275 -
و آن حضرت فرمود : سخن حكيمان اگر درست باشد دوا ، و اگر خطا باشد درد است .
276 -
مردى از حضرت خواست كه ايمان را به او بشناساند . آن حضرت فرمود : فردا بيا تا در برابر مردم بگويم ، تا اگر گفتهام را از ياد بردى ديگرى حفظ كند ، چه اينكه سخن مانند شكار رمنده است ، يكى آن را مىربايد ، و ديگرى از دست مىدهد .
پاسخ امام را در گذشته از همين حكمتها در سايهء گفتار حضرت : ايمان را چهار شعبه است نقل كرديم .
277 -
و آن حضرت فرمود : فرزند آدم ! غم روزى را كه نيامده بر روزى كه در آن هستى بار مكن ، اگر روز نيامده از عمرت باشد خداوند روزيت را مىرساند .
278 -
و آن حضرت فرمود : دوستت را به اندازه دوست دار شايد روزى دشمنت شود ، و دشمنت را به اندازهء دشمن دار شايد روزى دوستت گردد .
279 -
و آن حضرت فرمود : مردم در دنيا از جهت عمل دو عاملند : عاملى كه در دنيا براى دنيا كار كند ، كه او را دنيايش از آخرتش باز دارد ، او بر تهيدستى بازماندگانش مىترسد و بر تنگدستى خود ايمن است ، از اين رو عمرش را براى سود ديگران از دست مىدهد . و عاملى كه در دنيا براى بعد از دنيا عمل مىكند ، و بىآنكه خود را به زحمت اندازد بهرهء او از دنيا به او مىرسد ، بنا بر اين هر دو نصيب را به دست آورده ، و هر دو دنيا را مالك شده ، و نزد خداوند آبرومند گشته ، حاجتى را از خدا نخواهد كه روا نگردد .
280 -
گفتهاند : در زمان حكومت عمر بن خطاب از زينت كعبه و فراوانى آن سخن به ميان آمد ، گروهى پيشنهاد كردند اگر آن را بفروشى و ارتش مسلمانان را تجهيز كنى ثوابش بيشتر است ، كعبه را به زينت چكار ؟ عمر به اين مسأله تصميم گرفت ، و از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد ، حضرت فرمود :
قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و اموال چهار نوع بود : اموال مسلمانان كه آن را ميان ارث بران بر اساس قرآن تقسيم كرد . و غنيمت جنگى كه آن را بر مستحقان قسمت فرمود .