تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
و خمس كه خداوند آن را در جايى كه بايد قرار داد . و صدقات كه خداوند آن را در مصرفهاى معيّنش مقرّر فرمود . در آن روز كعبه را زيور و زينت بود ، و خداوند آن را به صورتى كه بود گذاشت ، البته از روى فراموشى رها نكرد ، و جايش بر خدا پنهان نبود ، تو هم آن را همان جا كه رسول خدا قرار داده‌اند بر جاى خود بگذار . عمر گفت : اگر تو نبودى ما رسوا مىشديم . و زينت كعبه را به حال خود گذاشت .

281 -

روايت شده : دو مرد را به حضورش آوردند كه از بيت‌المال دزدى كرده بودند : يكى از آن دو نفر بنده‌اى بود از بيت‌المال ، و آن ديگرى غلام مردم . فرمود : اين عبد از بيت‌المال است و او را حدّى نيست ، مال خداوند برخى از آن برخى ديگر را خورده . و امّا غلام را حدّ الهى مقرّر است . پس دست او را بريد .

282 -

و آن حضرت فرمود : اگر قدمهايم در اين لغزشگاه‌ها استوار بماند ، چيزهايى را تغيير خواهم داد .

283 -

و آن حضرت فرمود : به علم يقينى بدانيد كه خداوند براى بنده‌اش هر چند چاره جويىاش عظيم و جستجوگريش سخت ، و نقشه‌اش نيرومند باشد بيش از آنچه در كتاب حكيمش براى او مقرّر شده به او نرساند ، و بندهء ناتوان و كم تدبير را نيز از رسيدن به آنچه كه در كتاب حكيمش براى او مقرّر شده مانع نگردد . كسى كه به اين واقعيت آشناست و بر اساس آن حركت مىكند آسايش و سودش از همهء مردم برتر است . و آن كه اين حقيقت را از نظر دور داشته و در آن دچار ترديد است گرفتارى و زيانش از همهء مردم بيشتر است . بسا كسى كه مشمول نعمت حق است ولى به سبب آن به كيفر حق نزديك مىگردد ، و بسا مبتلايى كه ابتلايش موجب احسان به اوست . اى شنونده به شكرگزاريت بيفزا ، و شتابت را كم كن ، و نزد منتهاى روزيت توقّف كن .

284 -

و آن حضرت فرمود : دانش خود را جهل ، و يقينتان را ترديد قرار ندهيد . زمانى كه دانستيد عمل كنيد ، و هرگاه يقين كرديد اقدام نماييد .

285 -

و آن حضرت فرمود : طمع وارد كننده‌اى به هلاكت است كه باز نمىگرداند ، و ضامنى است كه وفا نمىكند .