تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
« جدّ » چاه قديمى است . و « ظنون » چاهى است كه نمىدانند در آن آب هست يا نه .

267 -

در گفتار آن حضرت است چون سپاهى را به جنگ فرستاد و مشايعت نمود : تا جايى كه مىتوانيد از زنان باز ايستيد . معنايش اين است كه از ياد زنان و دل مشغولى به آنان كناره بگيريد ، و از نزديكى با آنان امتناع نماييد ، كه بازوى حميّت را سست مىكند ، و اراده و عزم را به خلل مىكشاند ، و قدرت شخص را از ناحيهء دشمن مىشكند ، و از كوشش در جنگ دور مىكند . و هر كه از چيزى امتناع نمايد از آن اعذاب نموده . و عاذب و عذوب : خوددارى كننده از خوردن و آشاميدن است .

268 -

در گفتار آن حضرت است : مؤمنى كه خود را دچار عار ننموده چون قمار باز زبردستى است كه اولين پيروزى خود را از تير قمارش در انتظار است . « ياسرون » كسانى هستند كه با تيرهاى خود بر سر شتر نحر شده قمار مىكنند . « فالج » غالب زبردست است ، گفته مىشود : « قَدْ فَلَجَ عَلَيْهِمْ وَ فَلَجَهُمْ » يعنى بر آنان پيروزى يافت و مغلوبشان نمود . رجز خواننده گويد : وقتى كه ديدم غلبه كننده را كه غالب شد .

269 -

در گفتار آن حضرت است : وقتى تنور معركه سرخ مىشد خود را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حفظ مىكرديم ، پس هيچ كدام از ما به دشمن نزديك‌تر از پيامبر نبود . معناى آن اين است كه وقتى ترس از دشمن زياد مىشد ، و جنگ به نهايت سختى مىرسيد ، مسلمانان به جانبى كه شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ بود پناهنده مىشدند ، و خداوند به بركت آن حضرت پيروزى را بر آنان نازل مىكرد ، و به خاطر او از آنچه بيم داشتند ايمنى مىيافتند . و قول آن حضرت « اذَا احْمَرَّ البَأْسُ » كنايه از سختى جنگ است . در اين زمينه سخنانى گفته شده كه بهترينش اين است : امام گرمى تنور جنگ را به گرمى آتش تشبيه كرده كه حرارت و سرخى را به عمل و رنگش فراهم مىآورد . و آنچه كه اين قول را تقويت مىكند و فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه چون نبرد شديد مردم را در روز حنين كه جنگ هوازن بود مشاهده كرد فرمود : « الانَ حَمِىَ الْوَطيسُ » ( اكنون تنور جنگ گرم شد ) . و طيس جايگاه افروختن آتش است ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گرم شدن جنگ آنان را به افروختگى و شعله‌ور شدن آتش تشبيه فرموده است . اين فصل تمام شد ، و در اين باب به روش اول خود يعنى بيان حكمت‌ها باز گشتيم .