تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢

صلح

از صلحى كه دشمنت به آن دعوت مىكند و خشنودى خدا در آن است روى مگردان ، زيرا صلح موجب آسايش لشگريان ، و آسودگى خاطر آنها ، و امنيت شهرهاى توست . ولى پس از صلح به كلى ، از دشمن حذر كن ، چه‌بسا كه دشمن براى غافلگير كردن تن به صلح دهد . در اين زمينه طريق احتياط گير ، و به راه خوش گمانى قدم مگذار . اگر بين خود و دشمنت قراردادى بستى ، يا از جانب خود به او لباس امان پوشاندى ، به قراردادت وفا كن ، و امان دادنت را به امانت رعايت نما ، و خود را سپر تعهدات خود قرار ده ، زيرا مردم بر چيزى از واجبات الهى چون بزرگ شمردن وفاى به پيمان - با همهء هواهاى گوناگون و اختلاف آرايى كه دارند - اتفاق ندارند . مشركين هم علاوه بر مسلمين وفاى بر عهد را بر خود لازم مىدانستند ، چرا كه عواقب زشت پيمان شكنى را آزموده بودند . پس در آنچه به عهده گرفته‌اى خيانت نورز ، و پيمان خود را مشكن ، و دشمنت را گول مزن ، كه بر خداوند جز نادان بدبخت گستاخى نكند . خداوند عهد و پيمانش را امان قرار داده و رعايت آن را از باب رحمتش بر عهدهء همهء بندگان گذاشته ، عهد و پيمان حريم امنى است تا در استوارى آن بياسايند ، و همگان به پناه آن روند . بنا بر اين در عهد و پيمان خيانت و فريب و مكر روا نيست . عهد و پيمانى برقرار مكن كه در آن راه تأويل و بهانه و توريه و فريب باز باشد ، و پس از تأكيد و استوار نمودن عهد و پيمان گفتار توريه مانند و دو پهلو به كار مبر ، و نبايد در تنگنا افتادنت به خاطر اينكه عهد و پيمان خدا براى تو الزام آور شده تو را به فسخ آن به طور نامشروع بكشاند ، چرا كه صبر تو در تنگناى عهد و پيمان كه اميد گشايش و برترى عاقبتش را دارى ، بهتر است از خيانتى كه از مجازاتش ترسانى ، و نيكوتر است از اينكه از جانب حق مورد بازخواست واقع گردى ، به صورتى كه نتوانى در دنيا و آخرت از خداوند درخواست بخشش كنى .

پرهيز از خونريزى

از ريختن خون به ناحق بر حذر باش ، زيرا چيزى در نزديك ساختن انتقام حق ، و عظمت مجازات ، و از بين رفتن نعمت و پايان گرفتن زمان حكومت به مانند خون به ناحق ريختن نيست . خداوند در قيامت اول چيزى كه بين مردم حكم مىكند در رابطه با خونهايى است كه به ناحق ريخته‌اند ، پس حكومت را به ريختن خون حرام تقويت مكن ، كه ريختن خون حرام قدرت را به سستى كشاند ، بلكه حكومت را ساقط نموده و به ديگرى انتقال دهد . براى تو در قتل عمد نزد خدا و نزد من عذرى نيست ، چرا كه كيفر قتل عمد كشتن قاتل است . و اگر دچار اشتباه شدى ، و تازيانه يا شمشير يا دستت در كيفر دادن از حد بيرون رفت -