چه اينكه در مشت زدن و بالاتر از آن بيم قتل است - مبادا نخوت حكومت تو را از پرداخت خون بها به خاندان مقتول مانع گردد .
سفارشات گوناگون
از خودپسندى و تكيه بر آنچه تو را آلوده به خودپسندى كند ، و از علاقه به ستايش و تعريف مردم بر حذر باش ، زيرا اين حالات از مطمئنترين فرصتهاى شيطان در نظر اوست تا نيكى نيكوكاران را نابود كند .
بپرهيز از اينكه احسانت را بر رعيّت منّت گذارى ، يا كردهء خود را بيش از آنچه هست بزرگ شمارى ، يا به رعيّت وعدهاى دهى و خلاف آن را به جاى آورى ، چرا كه منّت موجب بطلان احسان ، و كار را بيش از آنچه هست پنداشتن باعث از بين بردن نور حق در قلب ، و خلف وعده سبب خشم خدا و مردم است ، خداوند بزرگ فرموده : « اين باعث خشم بزرگ خداست كه بگوييد و انجام ندهيد » .
از عجله در كارهايى كه وقتش نرسيده ، يا سهل انگارى در امورى كه انجامش ممكن شده ، يا لجبازى در چيزى كه نامعلوم است ، يا سستى در آنچه كه روشن است بر حذر باش . هر چيزى را در جاى خودش بگذار ، و هر كارى را به موقع خودش انجام ده .
از اينكه چيزى را به خود اختصاص دهى در حالى كه همهء مردم در آن مساوى هستند بپرهيز ، و از غفلت در آنچه كه توجّه تو به آن ضرورى است و براى همگان معلوم است بر حذر باش ، زيرا آنچه را به خود اختصاص دادهاى از تو به نفع ديگران مىگيرند ، و در اندك زمانى پرده از روى كارهايت برداشته مىشود ، و داد مظلوم را از تو بستانند . خشم و شدّت و غضب و سركشى و قدرت و تيزى زبانت را در اختيار گير ، و از تمام اين امور به باز داشتن خود از شتاب در انتقام ، و تأخير انداختن حمله و سطوت خود را حفظ كن ، تا خشمت آرام گردد و عنان اختيارت را مالك شوى ، و هرگز حاكم و مسلط بر خود نخواهى شد تا اينكه بسيار به ياد بازگشت به خداوند افتى .
بر تو واجب است كه به ياد حكومتهاى عدل پيش از خود باشى ، و نيز لازم است كه به روشهاى خوب ، يا اثرى كه از پيامبرمان صلّى اللّه عليه و آله رسيده ، يا فريضهاى كه در كتاب خداوند است توجّه نمايى ، پس به آنچه كه ديدى ما بر اساس آن عمل كرديم اقتدا نمايى ، و در دنبال كردن آنچه كه در اين عهد نامه برايت مقرّر كردم و به وسيلهء آن حجّت را بر تو تمام نمودم كوشش كنى ، تا براى تو به هنگام شتاب نفس به سوى هوا و هوس بهانه و عذرى نباشد .
جز خداى بزرگ هرگز احدى نگاهدارندهء از بدى ، و توفيق دهندهء به خير و خوبى نيست ، و از جمله چيزهايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در وصايايش به من سفارش نمود ترغيب بر نماز و زكات و مهربانى بر غلامانتان بود ، و من سفارش حضرت را پايان عهدى كه براى تو نوشتم قرار مىدهم ، و كسى را حول و قوّتى جز به خداى بزرگ نيست .
قسمتى از اين پيمان كه پايان آن مىباشد
من از خداوند با رحمت فراگيرش ، و بزرگى قدرتش بر انجام هر گونه درخواست مسئلت مىنمايم ، من و تو را به آنچه رضاى او در آن است ، از معذور بودن نزد خودش و مخلوقش ،