تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
به همراه ثناى نيك در بين بندگانش ، و آثار زيبا در شهرهايش ، و تمام نعمت و فزونى كرامت توفيق دهد ، و پايان زندگى من و تو را سعادت و شهادت قرار دهد ، همه ما به سوى او باز مىگرديم . و سلام و درود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و بر اهل پاكيزه و پاكش باد . و السّلام .

54 - از نامه‌هاى آن حضرت است كه عمران بن حصين خزاعى به جانب طلحه و زبير فرستاد .

ابو جعفر اسكافى آن را در كتاب مقامات در مناقب امير المؤمنين عليه السّلام ذكر كرده است . اما بعد ، شما آگاهيد - گر چه پنهان مىداريد - كه من دنبال مردم نرفتم تا مردم دنبال من آمدند ، و با آنان بيعت نكردم تا با من بيعت نمودند ، شما دو نفر از كسانى بوديد كه دنبال من آمديد و بيعت كرديد . عموم مردم با من به خاطر سلطنت و قدرت يا متاع موجود دنيا بيعت ننمودند ، پس اگر شما از روى رغبت بيعت كرديد تا زود است برگرديد و به محضر خداوند توبه كنيد ، و اگر از روى ناخشنودى بوده ، به اظهار طاعت و پنهان داشتن گناه پيمان شكنى راه باز خواست از خودتان را به روى من گشوديد . به جان خودم قسم شما از ساير مهاجرين ( كه مجبور به بيعت نبودند ) به تقيّه و كتمان عقيده سزاوارتر نبوديد ، و زير بار بيعت من نرفتن پيش از آنكه در آن وارد شويد از بيعت شكنى پس از اقرار به آن براى شما آسان‌تر بود . گمان كرديد عثمان را من كشتم ، بياييد بين من و شما مردمى كه نه حامى من هستند و نه حامى شما و اكنون در مدينه‌اند داورى كنند ، سپس هر كس به اندازهء گناهش در اين حادثه مسئول شناخته شود . اى دو مرد سالخورده ، از رأى خود باز گرديد ، چه اينكه در اين وقت كه در دنيا هستيد ، بزرگترين چيزى كه گريبانتان را بگيرد ننگ است ، و اين بهتر از آن است كه ننگ و آتش دوزخ دامنتان را بگيرد . و السّلام .

55 - از نامه‌هاى آن حضرت است به معاويه

اما بعد ، خداوند سبحان دنيا را براى آخرت قرار داده ، و مردم دنيا را در دنيا به عرصهء آزمايش نهاده تا معلوم كند عمل كدام يك بهتر است . ما را براى دنيا نيافريده‌اند ،