گر چه از زندگيت بيش از يك ساعت نمانده باشد . خدا را به خاطر خشنودى احدى از مردم ، خشمگين مساز ، كه خشنودى حق جايگزين ديگر چيزهاست ، و چيزى جانشين رضاى خدا نيست .
نماز را در وقت معيّنش بخوان ، و به خاطر بيكارى پيش از وقت اقامه نكن ، و به علّت كار داشتن از وقت مقرّرش تأخير مينداز ، و معلومت باد كه هر چيزى از عملت تابع نماز است .
از اين پيمان است :
مسلّما امام هدايت و امام گمراهى ، و دوست پيامبر و دشمن او يكسان نيستند .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود : « بر امّتم از مؤمن و مشرك وحشتى ندارم . خداوند مؤمن را به خاطر ايمانش از فساد باز مىدارد ، و مشرك را بخاطر شركش قلع و قمع مىنمايد . ولى بر شما از كسى كه در دل منافق و در زبان داناست مىترسم كه مىگويد آنچه را خوب مىدانيد ، و انجام مىدهد آنچه را زشت به شمار مىآوريد » .
28 - از نامههاى آن حضرت است در جواب معاويه ، كه از بهترين نامههاست
اما بعد ، نامهات به من رسيد كه در آن نامه مبعوث شدن محمّد صلّى اللّه عليه و آله را از جانب حق براى دينش ، و يارى شدن آن حضرت را از سوى خداوند به وسيلهء يارانش ياد آور شدهاى ! روزگار بر ما از جانب تو مسألهاى شگفت را پنهان داشت ، چون مىخواهى ما را از آنچه خداوند به ما مرحمت فرموده با خبر كنى ، و از نعمت وجود پيامبرش كه به ما داده آگاه سازى ! در اين مسأله همچون كسى هستى كه خرما را به سوى هجر ( منطقهء پر خرماى بحرين ) ببرد ، يا شاگردى كه بخواهد به استاد تيراندازش تعليم تيراندازى دهد .
تصور كردى برترين مردم در اسلام فلان و فلان هستند ، چيزى را متذكر شدهاى كه اگر صحيح باشد به تو ربطى ندارد ، و اگر نادرست باشد صدمهاى براى تو در آن نيست . تو را با بالاترين و پستتر ، و رئيس و مرئوس چكار ؟
بردگان آزاد شده و فرزندان آزاد شده را با تميز بين مهاجران نخستين ، و ترتيب درجات آنان ، و شناساندن طبقاتشان چه رابطه ؟ ! هيهات !