تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
و كودكان آتش از شما ، بهترين زنان جهان از ما و حمّالة الحطب از شماست ، و بسيارى ديگر از اين مقوله كه بهترينش از ما و بدترينش از شماست . اسلام ما به گوش همه رسيده ، و وضع پاك ما در دوران جاهليت قابل ايراد نيست ، و كتاب خدا آنچه از ( حقوق و برترى ) ما پراكنده گشته جمع نموده ، و آن گفتار خداى پاك است : « به حكم كتاب خدا بعضى از خويشان به بعضى ديگر سزاوارترند » و سخن خداى بزرگ است : « شايسته‌ترين مردم به ابراهيم آنهايى هستند كه از او پيروى نمودند و اين شايسته‌ترين پيامبر و كسانى هستند كه ايمان آوردند ، و خداوند سرپرست مؤمنين است » . پس ما از طرفى به سبب خويشى ، و از جهت ديگر به علّت پيروى نمودن به خلافت سزاوارتريم . زمانى كه مهاجران در سقيفه به قرابت و خويشى خود با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر انصار استدلال كردند پيروز شدند . اگر اين قرابت دليل برترى است پس حق با ماست نه با شما ، و اگر دليلى ديگر دارد انصار بر ادعاى خويش باقىاند . گمان كردى كه من بر تمام خلفا رشك برده‌ام ، و بر آنان طغيان نموده‌ام . اگر اين است پس جنايتى بر تو نشده تا از تو پوزش بطلبم . « اگر هم بوده گناه اين ننگ دامن تو را نمىگيرد » گفته‌اى : مرا مىكشيدند به همان گونه كه شتر مهار در بينى را مىكشند تا بيعت كنم ! به خدا قسم خواسته‌اى مرا سرزنش كنى ستايش كرده‌اى ، و رسوا نمايى ولى خود رسوا شده‌اى . براى مسلمان از اينكه مظلوم باشد نقصى نيست تا وقتى كه دچار شك در دين ، و ترديد در يقين نباشد . قصدم بيان اين حجّت براى غير توست ( زيرا تو شايستهء آن نيستى ) ولى از حجّت به اندازهء آنچه بيانش پيش آمد برايت اظهار كردم . سپس آنچه ميان من و عثمان روى داد يادآورى كرده‌اى ، محض نسبتى كه با او دارى پاسخ داده مىشوى : از من و تو كدام يك دشمنيش با او بيشتر بود ، و راه را براى قتل او هموارتر كرد ؟ آيا آن كه ياريش را از او دريغ ننمود و از او خواست به جايش بنشيند و دست از اعمالش بردارد ،