تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
يا كسى كه عثمان از او يارى خواست و او يارى دادنش را به تأخير انداخت ، و سپاه مرگ را بر سرش ريخت تا قضاى حق بر او جارى شد ؟ ! قسم به خدا چنين نيست ، « خداوند از ميان شما ، منع كنندگان از يارى را مىشناسد و نيز به آنان كه به برادران خود گفتند به سوى ما آييد ؛ و به هنگام جنگ جز تعداد كمى حاضر نمىشوند آگاهى دارد » . در مقام آن نيستم كه از عيب گرفتنم بر بدعتهاى او عذرخواهى كنم ، اگر ارشاد و راهنمايى كردنم گناه است ، چه‌بسا كسى كه سرزنش شود و او را گناهى نيست . « گاهى انسانى در اثر اصرار در خيرخواهى مورد تهمت قرار مىگيرد » من تا توانستم جز اصلاح را نخواستم ، توفيقى ندارم جز از جانب خدا ، به او توكّل كردم و به او باز مىگردم . و گفتى مرا و يارانم را نزد تو جز شمشير نيست ! راستى كه پس از اشك ريختن خنداندى ! پسران عبد المطلّب را چه زمانى ديدى به دشمنان پشت كنند ، و از شمشيرها بترسانند ؟ ! « اندكى درنگ كن تا حمل به صحنهء جنگ برسد » به زودى كسى كه دنبال اويى به دنبال تو آيد ، و آنچه دور مىپندارى به تو نزديك شود ، من با سپاهى از مهاجران و انصار و تابعين كه راه آنان را به نيكويى پيمودند ، به شتاب به سوى تو مىآيم ، لشگرى سخت انبوه ، كه گرد و غبارشان فضا را گرفته ، و جامهء مرگ به تن دارند ، و بهترين ملاقات براى آنان لقاء خداوند است . آنان را فرزندان بدر و شمشيرهاى بنى هاشم همراه است ، كه خود خبر دارى لبهء تيز آن شمشيرها چگونه بر بدن برادر و دايى و جدّ و خاندانت فرود آمد ، « و اين عذاب از ستمگران دور نيست » .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 262 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان