تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
تيرى كه از تيرهاى مسابقه نبود صدا داد ، محكومى را تماشا كن كه حاكم بر حاكم شده ! اى آدميزاد ، چرا با اين بار گران و پاى لنگ سر جايت نمىنشينى ، و كوتاهى و ناتوانيت را تشخيص نمىدهى ، و به جايگاه معيّنى كه قضا و قدر الهى برايت حكم كرده باز نمىگردى ؟ ! تو را زيانى نرسد اگر كسى مغلوب شود ، و سودى نرسد اگر كسى غالب گردد ! راهرو بيابان گمراهى هستى ، و به شدّت از راه مستقيم منحرفى . مگر نمىبينى - گرچه منظورم آگاه كردن تو نيست بلكه براى يادآورى نعمت‌هاى حق مىگويم - كه گروهى از مهاجران و انصار در راه خدا شهيد شدند و براى هر يك مرتبه‌اى است ، تا اينكه شهيد ما حمزه به شهادت رسيد به او سيّد الشهداء لقب داده شد ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به هنگام نماز بر جنازه‌اش به هفتاد تكبير اختصاص داد ؟ ! آيا ملاحظه نمىكنى كه قومى در راه خدا دستشان از بدن جدا شد و براى هر يك مقامى است ، ولى زمانى كه دست يكى از ما جدا شد او را طيران كنندهء در بهشت و داراى دو بال نامگذارى كردند ؟ ! اگر ستايش از خويش را خداوند نهى نكرده بود ، اين گوينده فضايل بسيارى را يادآورى مىكرد كه قلوب بيدار اهل ايمان به آن معرفت دارد ، و گوشهاى شنوندگان شنيدن آنها را كنار نيندازد . كسى را كه به طمع صيد دنيا از راه حق منحرف شده واگذار ، كه مسلّما ما دست پروردهء پروردگارمان هستيم ، و مردم پس از آن تربيت شدهء ما هستند . عزّت ديرين و بزرگى پيشين ما بر شما مانع از اختلاط و آميختگى ما با شما نشد ، همانند اقوام همسان از شما همسر گرفته و به شما همسر داديم ، در صورتى كه شما به اين مقام و منزلت نبوديد . چگونه مقامى همچون مقام ما را داشته باشيد در حالى كه پيامبر از ما و ابو جهل دروغزن از شما ، اسد اللّه از ما و اسد سوگندهاى جاهلى ( يكى از مشركان بد نام ) از شما ، دو سيّد جوانان اهل بهشت از ما