تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
و اگر تواناى بر سخن باشد ، گفتارش مهلت ندهد . ما اميران كلاميم ، و درخت سخن در ما ريشه دوانده ، و شاخه‌هايش بر ما فروهشته است . خداوند شما را رحمت كند ، آگاه باشيد در زمانى هستيد كه گوياى به حق اندك ، و زبان از راستى باز مانده ، و ملازم حق خوار گشته است . اهل زمان بر گناه مقيم‌اند ، و بر سهل انگارى و مماشات متفق‌اند . جوانشان پر آزار ، سالخورده‌شان گناهكار ، دانشمندشان منافق ، و گوينده‌شان چاپلوس است . كوچكشان بزرگشان را احترام نمىكند ، و توانگرشان به بىنوايشان كمك نمىدهد .

230 - از سخنان آن حضرت است

ذعلب يمانى از احمد بن قتيبه از عبد اللّه بن يزيد از مالك بن دحيه روايت كرده كه نزد امير المؤمنين عليه السّلام بوديم و سخن از اختلاف ظاهر و باطن مردم پيش آمد ، حضرت فرمود : مبادى سرشتشان بين آنان تفاوت به وجود آورده ، و اين به خاطر آن است كه قطعه‌اى بودند از زمين شور و شيرين ، و درشت و نرم . پس اينان بر اساس نزديك بودن زمينشان به هم نزديكند ، و به اندازهء اختلاف خاكشان با هم متفاوتند . يكى را صورتى زيبا ولى عقل كم ، يكى را قامتى بلند و همّتى كوتاه ، يكى را عملى پاك و صورتى زشت ، يكى را قامتى كوتاه و عقلى دور انديش ، يكى را طبيعتى نيكو ولى خصلتى ناباب ، يكى را دلى سرگشته و عقلى پريشان ، و يكى را زبانى گويا و دلى تيز و دانا عنايت فرمود .

231 - از سخنان آن حضرت است كه به وقت غسل و تجهيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيان فرمود

پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا ، هر آينه با مرگ تو قطع شد چيزى كه با مرگ ديگران قطع نمىشود ، و آن نبوّت و احاديث دين و خبرهاى آسمانى است . ويژگى مصيبت تو چنان است كه تمام مصيبت زدگان عالم را نسبت به مصيبتشان به تسليت و آرامش نشاند ، و عموميت مصيبتت در اين است كه دل احدى از مردم در مصيبت تو فارغ از غم نيست ،