به آنچه كه بصيرت داشتند عمل كردند ، و به دفع آنچه از آن حذر داشتند شتافتند . در ميان اهل آخرت مىگشتند ، اهل دنيا را چنان مىديدند كه مرگ بدنهايشان را بزرگ مىشمارند ، اما آنان مرگ قلبهاى زندگان را بزرگتر مىدانستند .
227 - از خطبههاى آن حضرت است كه آن را در ذى قار به هنگام حركت به بصره ايراد فرمود .
اين خطبه را واقدى در كتاب جمل ذكر نموده آنچه را پيامبر به آن مأمور شده بود بيان كرد ، و رسالات پروردگارش را ابلاغ نمود ، خداوند هم به وسيلهء او از هم گسيختگىهاى اجتماعى را نظام داد ، و پراكندگى را به هم پيوست ، و بين خويشاوندان پس از دشمنى كينه افكن در سينهها ، و كينههاى آتش زنندهء در دلها ، الفت ايجاد نمود .
228 - از سخنان آن حضرت است به عبد اللّه بن زمعه كه از شيعيان بود و در ايّام حكومت آن جناب به محضرش آمد و درخواست مالى كرد ، فرمود :
قطعا اين مال نه از من است نه از تو ، بلكه غنيمت ملّت اسلام و اندوختهء ايشان و نتيجهء شمشير آنان در جبهههاست . اگر با آنان در جهادشان شريك بودى تو را هم نصيبى همچون آنان است ، و گر نه محصول زحمت آنان براى دهان ديگران نيست .
229 - از سخنان آن حضرت است در فضل اهل بيت و نكوهش زمانهء خود
بدانيد زبان قطعهاى از انسان است ، هرگاه آدمى عاجز از گفتار باشد زبان او را يارى ندهد ،