224 - از سخنان آن حضرت است
خداوند شهرهاى فلان را خير دهد ، چه اينكه كژىها را راست كرد ، و درد را درمان نمود . سنّت را به پا داشت ، و فتنه را پشت سر انداخت . با جامهء پاك و كم عيب از دنيا گذشت . به خير حكومت رسيد و از بدى آن پيشى جست . بندگى حق را به جا آورد ، و حقّ تقواى او را مراعات نمود .
از ميان رفت و مردم را در راههاى گوناگون رها كرد ، كه گمراه در آن هدايت نيابد ، و راه يافته پا بر جاى بر يقين نماند .
225 - از سخنان آن حضرت است در توصيف بيعت مردم با آن جناب بر خلافت .
و قبلا سخنى شبيه اين با الفاظى ديگر گذشت ( كلام 54 ) دستم را باز كرديد و من بستم ، آن را كشيديد ولى من جمع كردم ، آنگاه همچون شتران تشنه به وقتى كه به آبشخورهايشان وارد مىشوند بر من هجوم آورديد ، تا جايى كه بند كفش پاره شد ، و عبا از دوش افتاد ، و ضعيف زير پا ماند .
و مردم به خاطر بيعتشان با من آنچنان خوشحال شدند كه كودكان هم از اين معنى به وجد آمدند ، و پيران ناتوان با گامهاى لرزان ، و بيماران با مشقّت فراوان ، و دختران نو رسيده بىنقاب براى تماشاى اين منظره روى آوردند .
226 - از خطبههاى آن حضرت است دربارهء تقوا و كوشش در عمل
قطعا تقواى الهى كليد درستى ، و اندوختهء قيامت ، و رهايى از سلطهء هر سلطهگر ، و نجات از هر هلاكتى است .
خواهنده به كمك تقوا به مرادش مىرسد ، و گريزان ( از جهنّم ) به وسيلهء تقوا نجات پيدا مىكند ، و طالب مشتاق به آنچه كه رغبت دارد مىرسد . پس عمل كنيد حالى كه عمل به جانب حق بالا مىرود ، و توبه سود مىدهد ، و دعا مستجاب مىشود ، و زمان زمان آرامش ،