236 - از سخنان آن حضرت است
عبد اللّه بن عباس در زمانى كه عثمان در محاصره بود نامهاى از جانب او به محضر امام آورد كه امام از مدينه خارج شود و به زمين خود در ينبع برود ، تا هياهوى مردم براى پيشنهاد خلافت به حضرت آرام گردد ، اين دومين بار بود كه از آن جناب چنين درخواستى داشت ، امام در جواب وى فرمود :
عثمان خواستهاى جز اين ندارد كه مرا به مانند شتر آبكش با دلو قرار دهد ، بيايم و بروم ، پيش از اين فرستاد كه از مدينه بيرون روم ، دوباره فرستاد كه باز گردم ، الان هم فرستاده كه خارج شوم ! به خدا قسم به اندازهاى از او دفاع كردم كه ترسيدم آلوده به گناه شده باشم .
237 - از سخنان آن حضرت است كه در آن يارانش را ترغيب به جهاد مىكند
خداوند اداى شكرش را از شما خواسته ، و امرش را براى شما باقى گذارده ، و در ميدان گستردهء مسابقه به شما مهلت داده تا براى رسيدن به هدف از يكديگر پيشى گيريد . پس در اين جبههء نبرد كمر جامهها را محكم كنيد ، و دامن جامه را در هم پيچيد . آهنگ جدّى با شكمبارگى جمع نمىشود . چه بسيار تصميمهاى روز را ، كه خواب نابود مىكند ! و چه بسيار ذكر انديشهها را كه تاريكىها از بين مىبرد !